تبليغاتX
نینجوتسوکرمانشاه

نینجوتسوکرمانشاه

هرگز از زورگویان هراس نداشته باشید ودر زندگی بی باک باشید

مهم مهم مهم

با سلام .من محمد صفری هستم مدیر وبلاگ.اخیرا یک هنر جوی عزیز یک پیام به من داده بودو گفته بود که شاگرد کانچو هستش . از این هنر جوی عزیز تقاضا دارم که اگر دوباره وارد وبلاگ شد لطف کنه که ایمیلی یا شماره ای بزاره چون باهاش کار دارم(خیلی مهمه) .ممنون

+ نوشته شده در  شنبه 20 فروردین1390ساعت 20  توسط محمد صفری  | 

کلیپ جدید

تعدادی کلیپ برشهای شمشیر که در آن بطری آب پلاستیکی ، همبرگر و گل را دو نصف می کند


برش بطری آب

برش همبرگر

برش گل

حتما دانلود کنید (خیلی زیباست)

+ نوشته شده در  جمعه 22 بهمن1389ساعت 17  توسط محمد صفری  | 

نكته...

با عرض سلام خدمت همرزمان عزيز

اين وبلاك بعضي از مطالب خود را از سايت زيباي جنگجويان سايه به آدرسwww.shadow-warriors.blogfa.com دريافت ميكند

(محمد صفري)

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 آبان1389ساعت 21  توسط محمد صفری  | 

Massaki vs Tanemura (قسمت اول و دوم)

بیوگرافی استاد تانمورا

او در 28 آگوست 1947 در شهر ماتسوبوشی از توابع سایتاما ژاپن با نام تسونه هیسا تانه مورا متولد شد.او بعدا نام خود را به "سوتو" به معنی راه شمشیر تغییر داد.

پدرش ساداتسونه تانه مورا هفدهمین نسل از خاندان سامورایی فرمانروا اودا و سی وا بود که با دایمیو های معروفی چون ساساکی و تاکدا همخون بودند.او در کن جوتسو(هنر شمشیر زنی)و جوکنجوتسو(هنر نیزه) و همچنین جوجوتسو(سیستم شیزن ریو)و نینجوتسو(سیستم تاکدا) مهارت داشت.مانند همه ی اساتید سنتی او از همان کودکی شروع به آموزش های هنرهای رزمی به پسرش کرد.

تانه مورای جوان از وقتی که 9 سال داشت تحت نظر پدر و عموی پدرش کاکونوسوکه یامازاکی دان هشت اونوها ایتو ریو آموزش میدید.او تقریبا روی تکنیکهای بدون اسلحه و شمشیر هر روز کار میکرد.

تمرینات همیشه جدی و سختگیرانه پیگیری میشد.تمرینات در فضای باز بصورت پا برهنه و صرف نظر از شرایط آب و هوایی انجام میشد.او بقدری پشت سر هم و از خود بیخود حمله میکرد وضربه میزد که از فرط خستگی بیهوش میشد واو را با آب یخ به هوش میاوردند.

در سن 15 سالگی او تمرینات شیندو موسو ریو کنپو را زیر نظر استاد معروف سی شیرو سایتو آغاز کرد.در همان سن در دوران دبیرستان او شانس این را پیدا کرد که همزمان با یوشین ریو جوتسو سبک بلند آوازه آسایاما ایچیدن ریو تای جوتسو را شروع کند.تمریناتش بقدری فشرده بود که در سن 22 سالگی درجه ی منکیو کایدن(استاد کامل)را در شیندن فودو ریو و کوکیشین ریو دریافت کرد.
در طی دوران دانشگاه او با دکتر کینبی ساتو آشنا شد. او از این طریق با استاد تاکاماتسو که به همراه ساتو تمرین میکرد آشنایی پیدا کرد.


شوتو تانه مورا

رقیب اصلی ماساکی هاتسومی

مصاحبه کننده تسوبار ایریم

در غرب وقتی کسی بخواهد در مورد اساتید نینجا تفکر کند سریعا به یاد استفان هیس و رابرت بیسی می افتد.به هر حال در چند ماه گذشته یک رقابت سخت بین دکتر ماساکی هاتسومی سی و چهارمین استاد بزرگ نینجوتسو و شاگرد ارشد و دوست او شوتو تانه مورا در گرفته است.تانه مورا تقریبا 30 سال است در هنرهای رزمی فعالیت میکند که 25 سال آنرا با هاتسومی و توشیتسوگو تاکاماتسو(سی و سومین استاد بزرگ نینجا)گذرانده است.در پاییز 1984 تانه مورا که در آنزمان دان 8 سیستم بوجینکان را داشت و دست راست هاتسومی محسوب می شد از او جدا شد که این عمل ظاهر چندان خوبی نداشت.بر طبق شواهد مشاجره بین تانه مورا و هاتسومی در مراسم دفن مادر هاتسومی بالا گرفت.این عمل ضربه ی سختی به رابطه این دو نفر که همچنین نسبت فامیلی دوری نیز داشتند زد.مدت کوتاهی بعد از آن تانه مورا بوجینکان را رها کرد وسیستم جنبوکان خودش را پایه گذاشت.بعد از جدایی تا حالا نه تانه مورا مربی سابق پلیس شهری توکیو ونه هاتسومی تمایلی به بحث در مورد این معضل نداشتند.در یک مصاحبه که دراکتبر 1986توسط اندی آدامز از مجله black belt ماساکی تانه مورا را مورد حمله قرار داد وگفته بود"او مهارت کافی در نینجوتسو برای اداره مدرسه خودش را ندارد" و اینکه "مدرسه ی تانمورا یک مدرسه جعلیه و اون روح واقعیه نینجوتسو را نداره"

وقتی تانه مورا این مصاحبه را انجام داد هنوز مقاله کمربند سیاه بیرون نیامده بود او این مقاله را رک و راست و خالصانه درست کرد( و شاید بیشتر دیپلماتیک و سیاسی ) و نسخه دو بخشی خود را برای اولین بار ارائه داد این نبرد منحصر به فرد ستاره های نینجا بود با شاگردان برتر در ایالات متحده آمریکا ، که توسط تانه مورا هدایت می شد.

تسوبار ایریم کسی که مدرسه جنبوکان را در لوس آنجلس تاسیس کرد



FIGHTING STARS NINJa: شما در مورد پیشرفت نینجوتسو در ژاپن چی فکر میکنید؟

SHOTO TANEMURA: خوبه چون مردم علاقه مندند سوال میکنن و در نهایت بعضیهاشون تصمیم میگیرن و امتحان میکنن و توی مدارس معتبر ثبت نام میکنن.البته بیشتر تصوراتی که بعضی از مردم دارند اشتباهه و دانسته هاشون از منابع دست اول نیست. هرچند این مورد توی خود ژاپن هم هست بطوریکه بیشتر عوام یک پیشتصوری که از کتابهای کمیک و فیلمهای چمبرا؟ که در اونها نینجاها به شکل شیاطین قاتل نمایش داده میشن- ناشی میشه دارن. من فکر میکنم سرانجام وقتی گردوخاک بشینه ما میبینیم که افراد جدی و با پشتکار با تصفیه امور راهشون رو به نینپو(سطح بالای نینجوتسو) باز میکنند در حالیکه افراد نه چندان با پشتکار راه خودشون رو میرن.نینپو عاقبت در یک انتخاب اصلح مفید خواهد بود.

FSN:چرا نیازه که نینجوتسو رو گسترش بدیم؟چرا نمیگذاریم این یه راه قدیمی بمونه مثل یک حرفه پنهان قبیله ای؟

ST: اول اینکه بنظر نمیرسه امروزه در غرب خطرات قریب الوقوع فیزیکی برای افرادی که زندگی خانوادگی دارند اتفاق بیفته. مردم برای حفاظت خودشون به پلیس به قوانین وبه اعتقادات مدرن دمکراتیک تکیه میکنند. این حقیقتا یک تصور غلطه; کسی که مسئولیتی در قبال خودش نداره نباید انتظار داشته باشه دیگران هم داشته باشن اما بیشتر مردم اینرو درک نمیکنند. من معتقدم نینپو انسان رو با اعتماد به نفس وعلاوه بر اون سالم تربیت میکنه. بعلاوه بدلیل اون عقاید رایج میان مردم که گفتم مردم به معرفت و خرد و ارزشهای باستانی علاقه مند نیستند. اونها به چیزی اعتقاد دارند که بیشتر مردم در همه ی دوران ها داشتند اینکه امروز با گذشته متفاوته و درسهای سودمندی از گذشته برای ما نیست. بدلیل این پنداشت مردم امروز ندرتا زیر بار هنرهای باستانی مثل نینپو میروند. من نگرانم که این هنرها فراموش بشند. اکثر جوانهای ژاپنی بیشتر به بیسبال علاقه دارند تا بودو. اگر هم هنرهای رزمی تمرین کنند اغلب به سمت کاراته یا کندو میروند.

FSN: پس با این روند رشد نینجوتسو از بین نخواهد رفت؟

ST: با توسعه این رشته کیفیت آموزش ها کاهش پیدا میکنه. همینطور افراد دغلباز زیادی که از این راه پول در میاورند عقاید غلط رو منتشر میکنند. در سالهای کوتاهی توسعه اون کاهش پیدا میکنه و اگه یک مرکز اصیل نباشه که همه از اون اطاعت کنند هنر نینجوتسوی واقعی نابود خواهد شد. این چیزیه که ما تلاش میکنیم تا بدست بیاریم با کمک جنبوکان.

FSN: چه زمانی شما دوباره به امریکا بر میگردید؟

ST: نمیدونم.شاید سال آینده-شاید پنج سال دیگه. وقتی مردم برای آموزش بیان برای اینکه منو ببین یا کار منو تماشا کنن یا بگن (مثلا برای خود نمایی بگن که ) ما با تانمورا تمرین کردیم اونا شاگردای واقعی نینپو نیستند. شاگردان واقعی نینپو کسانی هستند که بخواهند تمرین کنن چه من بیام چه نیام-برای خود رشته برای آموزشهای حقیقی و برای اهداف خودشون اینها شاگردان واقعی هستند. وقتی به این باور رسیدند من میام.

FSN :قلمرو خاصی هست که نینجا باید برای آمادگی خودش روی اون تمرکز کنه؟

ST : همه ی اعضای بدن مخصوصا مغز. یک نینجای خوب مثل هر استراتژیست برای هر پیشامدی باید آماده باشه. حتی انگشت کوچک شما اگه در موقعیت درست قرار بگیره میتونه چیزی باشه که جون شمارو نجات میده. هر تمرینی که انجام میدید باید هدف داشته باشه. برای مثال کسیکه درد رو بهتر تحمل میکنه میتونه پیروز نهایی باشه حتی اگه ضربات مشت حریفش از اون قویتر باشه. یکی از چیزایی که باید توسعه بدهیم توانایی هامونه که باید در زمینه های مختلف باشه. این چیزیه که باعث میشه نینپو شامل هنرهای بسیار زیادی باشه. از حمله های متوسط :نرم و سخت-مستقیم و یا زیرکانه-حمله به نقاط خاص یا همه بدن.این قابلیت تطابق واقعیه. کسیکه راههای دیگه رو نمیدونه چطور میتونه خودشو تطبیق بده؟راز تطبیق علم گسترده و متنوعیست که بطور کامل بنیاد تجربی و استادانه دارد.

FSN : چرا شما راهتون رو از ماساکی هاتسومی جدا کردید؟

ST: چون عقاید ما در مورد شیوه آموزش نینپو متفاوت بود.

FSN: سیستم بوجینکان سالها یکنواخت بود. چطور شد در حالیکه شما در اون سالها کار کرده بودید اونو ترک کردید؟

ST: در واقع شما دو سوال پرسیدید:یک اینکه چرا زودتر اونو ترک نکردم و دوم اینکه چرا تصمیم گرفتم یکدفه در اون زمان خاص این کارو انجام بدم؟ برای سوال اول چند دلیل وجود داره: اول اینکه بوحینکان(سازمان ماساکی) قبلا به شکلی که امروز هست نبود در چند سال اخیره که هاتسومی از راه درست منحرف شده و دیگه اینکه من هنوز به یک نفر برای یادگیری ازاون نیاز داشتم هنوز من به یک استاد نیاز داشتم و استاد تاکاماتسو هم که در گذشته بود. بعلاوه من تصدیق نمیکنم که هاتسومی عمدا از مسیر منحرف شده باشه. بنظر من دیگران- حوادث و تحولات زود گذر روی اون تاثیر گذاشته اند. من فکر میکنم که اون بالاخره به راه درست بر میگرده- به راه قدیمی.

برای سوال دوم من وقتی ترک کردم که به دیدگاه درستی رسیده بودم و اینکه اختلاف قابل ترمیم نبود. چند سال قبل از اون من به جایی رسیده بودم که دیگه بیشتر از این به استاد قبلی ام نیار نداشتم. من هر چیزی که اون میتونست به من یاد بده کسب کرده بودم و از اون پس پیشرفتم به خودم متکی بود(با تحقیق و جست و جو).

FSN: چه زمانی شما به اون نقطه ای رسیدید که تصمیم به جدایی گرفتید؟

ST: نه- من میتونستم در حالی که به پیشرفت خودم ادامه میدادم بخوبی جزو تشکیلات هاتسومی بمونم. من نیازی از این نظر برای جدا شدن نمیدیدم. همینطور این به نفع نینپو هست که تفرقه داخلش نباشه. یک اتفاق عمیق و ژرف در دیدگاه بود که باعث اون شد. من زندگیم رو در راه نینپو گذاشتم در راه هنر نه برای یک شخص. این بر خلاف مفهوم و اهداف نینپو هست. اگر چه ما باید به کسی که سر چشمه ی علم ماست احترام بگذاریم.

FSN: و بعدش چی؟ یعنی شما یکدفعه و بی درنگ سازمان خودتون رو پایه ریزی کردید؟

ST: نه من به آموزش شاگردانم ادامه میدادم و جست و جو در مدیتیشن رو. وقتی که طرح و نقشه هام توی ذهنم داشت شکل میگرفت من به مزار استاد تاکاماتسو رفتم و دعا کردم. اونجا بود که به من الهام شد که راهم رو ادامه بدم. من سپس به دیدن خانم تانه تاکاماتسو(همسر استاد) رفتم و درباره ی نقشه هام با ایشون صحبت کردم. ایشان استقبال کردند و منو به گرمی تشویق به ادامه کردند همینطور پسر سنسی آکیموتو شاگرد ارشد استاد تاکاماتسو.

FSN: من فکر میکردم هاتسومی شاگرد ارشد تاکاماتسو باشه.

ST: هاتسومی جوانترینشون بود و این آکیموتو بود که به هاتسومی پیشنهاد داد که سوک(استاد) بعدی باشه به همین دلیل. آکیموتو خودش زودتر از همون سالها بخوبی در کارش پیشرفت کرده بود و اون فکر میکرد که این کارش به نفع خاندان باشه.

FSN: آیا شما مدعی هستید که فقط جنبوکان نینجوتسو واقعی رو آموزش میده؟..................



دوستان عزیز منتظر قسمت دوم حتماً باشید که ادامه همین مصاحبه هست

تصویری از نماد جنبوکان استاد تانه مورا

Massaki vs Tanemura (قسمت دوم)

                   


FSN:آیا شما مدعی هستید که الان فقط جنبوکان نینجوتسو واقعی رو آموزش میده؟

ST: نه-من تاکید میکنم که دو دیدگاه وجود داره: مطمئنا هر شخصی تحت تاثیر حوادث و تجربیاتی که روی شخصیتش اثر میگذاره قرار میگیره و من فرض میکنم که ازین نظر تفاوتی بین من وهاتسومی یا بقیه وجود نداره. من یک تجسم از استاد تاکاماتسو نیستم همینطور که ماساکی هم نیست همونطور که تاکاماتسو یه کپی از سنسی شینریوکن ماسامیتسو تودا (سی و دومین استاد بزرگ نینجا) نبود. چیزها در طول زمان معمولا تغییر میکنن و مطمئنا نینپو موجودیتش در طی قرن ها تغییر میکرده- این یکی از مفاهیم ماست که برای فائق آمدن بر موقعیت هاست. بهر حال چیزی که من تلاش میکنم انجام بدم حفظ اقتدار نینپو که برای ما به ارث رسیده. دانسته های من چیز شخصی نیست که من هر کار دلم بخوام انجام بدم. این یک میراث مقدسه که باید حفظ بشه. من باید مطمئن بشم که واقعیت های نینجوتسو رو نمایش بدم نه خودم رو همانند سفیر یک کشور که اعمالش باید نشون دهنده ی واقعیت اون کشور باشه نه خصوصیات خودش. بنابراین جنبوکان وقف نینپو شده یک معرفت از پس قرن ها. نه یک مظهر از خود پسندی شخصی مثل تانمورا(خودش).

FSN: جنبوکان در چه چیزی (با بوجینکان) فرق داره؟

ST: برای پاسخ به این سوال- من باید مقداری درباره نینپو توضیح بدم. امروزه من میشنوم که نینپو چنین است و چنان است- راه قاتلین-راهی برای شاد بودن- راه خود شناسی و غیره. یکم بعد از این نینپو چیزیه که شما میخواید باشید. این همه واقعیتیه که باید خاطر نشان کرد. اگه این خوب کار بشه توانایی خود شناسی و شاد بودن رو با خودش همراه داره. یه چیزی باید تاکید بشه که راه های دیگه ای برای رسیدن به این هدف وجود داره. تمرین کاراته میتونه به شما توانایی دفاع از خود رو بده مطالعه دین میتونه به شما آرامش درونی بده و بهمین ترتیب... . چیزیکه نینپو رو منحصر به فرد میکنه اینه که این توانایی رو به شما میده که توی هر زمینه ای متخصص بشید. اما این در شرایطیه که یک معلم صلاحیت دار داشته باشید.

امروزه در سالهای اخیر-سیستم بوجینکان فقط یک بخشی از نینپو رو آموزش میده در حالیکه در جنبوکان –من تلاش میکنم این مشکل رو جبران کنم. اعضای جنبوکان اساتید همه ی بخشهای نینپو خواهند شد; اونا همه رو خوب خواهند دانست. این زیربنای توانایی و مسرتشون میشه نه اینکه با دیدن نمایشات من یا یکی دیگه وقت خودشون رو تلف کنند. (در اینجا گویی به هاتسومی کنایه زده میشود)

FSN: من همینطور چیزایی مبنی بر اینکه شما ادعا میکنید تنها استاد واقعی نیپو هستید شنیدم...

ST: من فقط جنبوکان رو گفتم. همینطور من نگفتم که بقیه ی اساتید معروف از مسیر همدیگه یا اون دیدگاهی که در ژاپن وجود داره خیلی منحرف شدن. یکی از چیزایی که من اظهار امیدواری کردم در جنبوکان به اون دست پیدا کنیم همه ی شاخه های این هنره همونطور که قبلا بوده. بنابراین یک شاگرد جدید که با من تمرین میکنه از قبل میدونه چیزایی که بعدا قراره یاد بگیره چیه. یکی از راههای رسیدن به این ترفیع دادن مربیان صلاحیت داره. بعضی ها ممکنه تا جایی فقط خوب باشند که از نظر فیزیکی علاقه مند باشند.

FSN: متوجه نشدم، چطوری؟

ST: خیلیا برای یاد گیری به ژاپن میان تعداد کمی به اندازه ی کافی میمونن تا ظرافت ها و ریزه کاریهای نینپو رو یاد بگیرن تعداد خیلی کمی اون جوهر معنوی رو کسب میکنند. هیچکدام از اساتید خارجی تا حالا اساتید واقعی نشدن. با اینحال اونا خیلی اظهار نظر میکنن ومقاله مینویسند اغلب بدون اجازه از اساتید ژاپنی،حتی گاهی متنافض با حقایق و واقعیات. فقط شخصی که آزمون "رنشی"(مربی) یا بالاتر داره به جایی رسیده که من به اون میگم جوانه زدن این لیاقت رو داره. برای گذراندن اون تست شخص باید حداقل باید دان 4 داشته باشه. اینطوری میشه اطمینان پیدا کرد که از نظر فیزیکی و روحی به حد بلوغ رسیده. بقیه کسانی که کمربند مشکی دریافت کرده اند خودشون رو قبل از ترفیع گرفتن از نظر روحی آماده کنند. من تعداد زیادی از مقاله هایی خوندم دایر بر اینکه یک خارجی سالهای زیادی آموزش دیده-درحالیکه در حقیقت چند ماه یا کمی بیشتر از یک سال آموزش دیده. این درسته که اون چند سالی عضو نینجوتسو بوده، اما بیشتر وقتها بیشتر در خارج آموزش دیده نه در اینجا(ژاپن). تو خودت (ایریم)4  سال زیر نظر من آموزش دیدی، که این در حکم یک دوره  لیسانس دانشگاهه. در حالیکه خیلی ها زمان بسیار کمتری از تو آموزش میبینند، و خودشون رو در حد دکترا معرفی میکنند. چرا باید اینجور باشه؟ من نمیخوام دروغگوها عضو سیستم من باشند. من دنبال اون افراد خاصی میگردم که شایسته لقب انسان بودن باشند. وقتی من اونارو پیدا کنم، وقتی اونا منو پیدا کنند، من هر چیزیکه در چنته دارم برشون میگذارم،من به اونها همه چیز رو خواهم داد(به اونا همه چیز آموزش میدم).

      

گزیده ای از این مصاحبه (زیرنویس تصاویر)

1استاد نینجا شوتو تانمورا اخیرا از بوجینکان خارج شده و سیستم جنبوکان خودش را پایه گذاری کرده است.

2اختلاف فلسفی بر سر چگونگی آموزش نینجوتسو باعث شکاف بین تانمورا و هاتسومی شده است.

3میراث نینجوتسو وقف تانمورا شده، کسی که میگوید ماموریتی برای انجام دارد.

4تانمورا میگوید اگه آموزش نینجوتسو منحصر به افرادی که هنر واقعی رو آموزش میدن نشه این هنر به زودی نابود میشه.

5بر اساس صحبتهای تانمورا بوجینکان هاتسومی فقط بخشی از نینجوتسو را آموزش میدهد. او قول داده که جنبوکان آنرا جبران کند.

6 تانمورا استاد انواع سلاح است و آنها را به افراد شایسته آموزش خواهد داد."من برای اونها کم نمیگذارم، من به اونها هر چی هست آمورش میدم"

            

این( مطلب از سایت جنگجویان سایه استخراج شده            

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

بو چيست؟

 

 

  

 

یکی از مهمترین سلاح ها برای یک نینجا محسوب می شود و معمولا از چوبهای سفت و یا نی خیزران و تو خالی ساخته میشود.یکی از علل تو خالی بودن اینه که ضربات نینجا حالت شلاقی پیدا کنه و سریع حرکت کند

همه نینجا ها در هنر ( بو جو تسو ) یا همون هنر مبارزه با چوب مهارت داشتند چوب وسیله بسیار موثری بخصوص در جنگ با سلاح های تن به تن است یک مبارز مجهز به چوب و ماهر در استفاده از ان می تواند به خوبی در برابر پنج نفر حریف به تنهایی نبرد کند گر چه چوب به شکل طبیعی ان قابل دسترسی است

اما برای نینجا معمولا چوبی با جنس محکم و به درازای مناسب تراشیده می شد نینجا تعدادی از این سلاح های چوبی را در مسیر جنگ و گریز خود پنهان می کرد تا در مواقع ضروری مورد استفاده قرار دهد گاهی نیز نینجا از این چوب برای جهیدن از روی موانع استفاده می کرد

 شینوبی زو چوبی تو خالی بود که در داخل ان زنجیری سنگین قرار می گرفت که برای پرتاب به روی دشمن در لحظه مناسب و به زانو در اوردن و به تله انداختن و گرفتن سلاح وی مورد استفاده قرار می گرفت

به علاوه استفاده دیگر این چوب اویختن ان به جسمی اویزان برای بالا رفتن بود شینوبی زو را اکثرا نینجاهایی که خود را به شکل کشیشان در می اوردن حمل می کردند زیرا حمل یک چوب توسط مرد روحانی امری بسیار عادی بود

استفاده از سلاح وابزار برای تقویت عضلات بدن وقدرت وانتقال سریع قوای روح در نین جوتسو بوده واهمیت ریاد داشته است

انواع چوب مورد استفاده در نین جوتسو به شرح زیر :

۱-مارابو(چوب گرد)                                                                ۲-کالابو(چهار گوش)

۳-هاگالو(هشت گوش)                                                              ۴- تاکوبو(بامبو)

۵- روکالو(شش گوش)                                                             ۶

این مطلب از سایت جنگجویان سایه استخراج شده- محمد صفری

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 11  توسط محمد صفری  | 

آدرس باشگاه نینجوتسو در کرمانشاه

چهار راه سنگر .انتهای بلوار ظفر جنب دبیرستان شهید تند گویان ۲.باشگاه ورزشی شهید فهمیده

روز های فرد

ساعت"۸تا۱۰شب

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 13  توسط محمد صفری  | 

نمایشگاه مجسمه های نینجا در ژاپن























 

این مطب از سایت جنگجویان سایه استخراج شده-محمد صفری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 11  توسط محمد صفری  | 

طریقت عیاری




   

سوگند به یزدان دادار کردگار

وبه نورو نارو مهر

وبه نان ونمک مردان

ونصیحت جوانمردان و...

سابقه رزم وفنون رزمی در کشورمان را میتوان به زمانی به عقب برد که انسانهای غار نشین روشها ووسایلی را برای بهتر شکار کردن وزندگی موفق تر ابداع کردندو شروع به بسط و توسعه این ابزار و روشها کردند. با پیدایش اولین تمدنها (که اخیرا یافته های دانشمندان مبدا تمدن را سرزمین ما نشان میدهد)نیاز به دفاع از کیان تمدن ها واموال و جان ومردم باعث بوجودآمدن مرام ها ووابستگی هایی شد که سازمانهای نظامی را ایجاد کرد و کم کم مردمانی وظایف نظامی پیدا کردند وآموزشهای نظامی دیدند.آنچه مسلم است این که بدون وطن پرستی ووحدت گرایی این افراد پیروزی و انسجام این گروههای نظامی ممتنع خواهد بود.لذا این تمدن ها که نقاط مشترک زیادی باهم داشتندکم کم به یکدیگر گرایش پیدا کردند وتحت لوای رهبری خردمند(کورش کبیر)دست اتحاد داده و سرزمینی رابنیان نهادند وتمدنی به پا کردند که نام و سابقه ی آن جهان را خیره کرده است.این تمدن بزرگ که از نظر نظامی یکی از قدرتمندترین وچابکترین ارتشهای دنیا را دارا بوده، بدون شک از نظر فنون رزمی وتاکتیکهای انفرادی وجمعی کم نظیر بوده است.

پس ازفتح ایران بدست اعراب مسلمان شده ونفوذ وغلبه آنها به سرزمین پاک ما کم کم گروههایی پدید آمدند که بصورت تشکیلاتی عمل میکردند.اعراب افراد چابک وورزیده را که در جنگها از خود شجاعت نشان میدادند عیار میگفتند، این افراد درجنگهای تن به تن مهارت داشتند وقادر بودند از جاهای مرتفع بالا روند.بعدا جوانهای ایرانی باتلفیق این مهارتها با فنون خود(قدمت عیاری در ایران به قبل از ساسانیان باز میگردد) و فرهنگ ایرانی و تکامل آن عیاران ایران را پدید آوردند.همین ها بودند که جلوی بیگانگان در سرزمینمان ایستادند که میتوان از بارزترین اینها یعقوب لیث صفاری را نام برد.مرامی که اینها و تشکیلاتشان را حفظ کرده بودو دشمنانشان را خوار کرده بود همانا پرهیز از دروغ، کمک به فقرا و بیچارگان، پرهیز از ظلم و تن پروری بود.اینان تا پای جان به مرام و مسلک خود وفادار بودندو قدرت این اتحاد تا جایی بود که حتی بعضی شهرها را نیز اینان اداره میکردند(مانند گروههای گنگستری)

بنای کار عیاران بر جوانمردی بود در شهرها شبروی و شبگردی می کردند وگریز از بامی به بامی برای فرار از چنگ شرطه و مامورین دولتی.کارشان تهدید ثروتمندان و متنفذین وحکام بود وکمند انداختن وشمشیرزنی واز برج و باروها بالا رفتن یازیرپلها خفتن و از نقبها گذشتن و بسیاری اوقات تحمل این خطرات و مصائب برای انجام کار مردم بینوا یا دفع ظلم از مظلوم بود.بسیار چست وچالاک بودند. فواصل بین شهرها وده ها رااز راههای صعب العبور-باشتاب و بدون بیم طی میکردندو ماموریت خود را به انجام میرساندند.شعار اعیاران این بود«من مردی ناداشت(فقیر) عیار پیشه ام اگر نانی یابم بخورم- اگر نه میگردم خدمت عیاران وجوانمردان میکنم.کاری اگر میکنم برای نام میکنم- نه از برای نان».داخل شدن درمجامع عیاران شرایط خاصی داشت.

سلاح شبروان

سلاح عیاران عبارت بود از: دشنه(شمشیر کوتاهی برای دفاع ونقب زنی)،سوهان(برای بریدن قفلهاو بندها و ضمنا بریدن غل وزنجیر هنگام اسارت)،انبر وگازانبر،فلاخن(قلابسنگ)که آنرا کمان گروهه نیز میگفتندوگاه در آن گروهه های آهنین قرار میدادند که بسیار کشنده بود،تیرو کمان،نیزه که در انداختن وگرفتن آن استاد بودند، مثلی بود که اگر نیزه ای انداختید و آنرا نیافتید بدانید جوان عیاری آنرا در هوا ربوده است،داروی بیهوشی و از همه مهمتر کمندو قلاب برای بالا رفتن از دیوارها و پریدن از پشت بامی به بامی دیگر و کوچه ای دیگرکه برای شبروی آلت مهمی محسوب میشد.همچنین برای رام کردن چهارپایان(مانند گاو بازان امریکایی)و...

شیوه عیاران

شیوه جنگی عیاران را میتوان شبیه نینجاهای ژاپن دانست(هر چند نینجاهای ژاپنی توانستند در موقعیتی متفاوت به توانایی های خارق العاده ای برسندو نام خود را در جهان جاودان کنند).عیاران را شبرو نیز میگفتند چرا که در شبروی استاد بودند و در بی صدا کشتن مهارت داشتند.همین ها بودندکه در جنگها به قلعه ها نفوذ میکردندوبا بازکردن دروازه ها وکشتن نگهبانان راه را برای پیروزی هموار می ساختند.در فنون آکروبات مهارت داشتند ومیتوان آنها را سلطان بامها دانست وهمچنین آنها را با پارکورکارهای امروز مقایسه کرد حتی متوحرتر چراکه مشغله آنها همین بود. در شمشیر زنی و فنون رزمی نیز مهارت خاصی داشتندو کسی را بسادگی یارای مقابله با آنها را نبود.در لشگرکشیها حیله های آنها بسیار معروف است و موجب پیروزیهای بسیاری شده بود.

پوشش عیاران

لباس عیاران چیزی مانند لباس نینجاها(شینوبیها)ی ژاپن بود.بالاپوش سیاه جبه،شلواری که پاچه هایش را می بستند،بندو زنار چرمی که به کمرمی بستند وشمشیر را بر پشت کمر ثابت می نمودند،سربند وعرقگیر که با آن صورت خویش می پوشاندند.،گاهی نیز از پوشش زره بر روی لباس و خود بر سر می گذاشتند،البته بعضی عیاران برای اثبات رشادت خود برهنه با لنگی در میان وکلاه خودی که فقط چشمها پیدا بودبه میدان میرفتند.در شهر هردسته پارچه های قرمزویا زرد به گردن می انداختند.

بعضی عیاران همانطور که نامشان در تاریخ آمده سوارکاران ماهری بوده اند وبازره کامل به جنگ میرفته اند(البته نه به سنگینی زره ساسانی).آنها تقریبا روی اسب به هر کاری قادر بودند.

القاب جوانمردان

در زمانی که زبان عربی در کشورمان نفوذ کرده بود واعراب القاب عربی بسیار عجیبی به ایرانیانی که تا دو نسل قبلشان اسامی کاملا اصیل داشتند میدادند، عیاران ایران بدنبال اتحاد ایرانیان مانند گذشته بودند وپاسدار زبان فارسی.معمولا عیاران به نام یکدیگر را صدا نمیکردند بلکه القاب جالبی به یکدیگر می دادند که تقریبا فارسی بود مانند«حامد سرناوک» ،«شغال پیل زور» ،«سمک عیار» ،«شهمردعیار» ،«شهمیر عیار» ،«شروین عیار» ،«تیز دندان عیار» ،«ازهر خر» همچنین خود یعقوب را نیز به نام «سندان» می خواندنند.

بعدا تعدادی از اعقاب همین عیاران بودند که به فرقه ی اسماعیلیان نزاری تحت رهبری حسن صباح پیوستندودر قلعه های مرتفع جای گرفتند که بیشتر ایران را تحت استیلای خود داشتند.قدرت آنها درکشتارهای فردی حیرت انگیز بود وبقدری سریع و از جان گذشته بودند که لرزه بر اندام دشمنانشان می انداختند وهمین ها بودند که اروپاییهای صلیبی وبعضی مدافعان را به وحشت انداخته بودندو حتی تا بندر مارسی فرانسه نفوذ کرده بودند به طوریکه کلمه Assassin انگلیسی به معنی کشتار از حشاشین لقبی که اروپاییها به اسماعیلیان داده بودند گرفته شده است.

   

این مطب از سایت جنگجویان سایه استخراج شده--محمد صفری

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 تیر1389ساعت 12  توسط محمد صفری  | 

مستندبی نظیر

مستند شمشیر سامورایی


فیلم مستند

برنده بهترین مستند جهان در سال ۲۰۱۰

این مستند شامل چگونگی ساخت شمشیرسامورایی  به صورت کامل میباشد .

اگر میخواهید بدانید که یک شمشیر سامورایی چگونه آنقدر محکم و تیزاست این مستند زیبا را از دست ندهید

(مخصوص رزمی کاران ماهر )

همین حالا سفارش دهید
فروشنده: نینجوتسو کرمانشاه
قیمت:
۵۰۰/۴ تومان (ویژه تابستان)

برای سفارش کافیست به قسمت ثبت نظر رفه و درخواست خود را مطرح کنید

(نام و نام خوانوادگی و آدرس کامل یادتون نره)

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر1389ساعت 12  توسط محمد صفری  | 

تاریخچه ای جدیدی درباره جنگ میان نینجاها

 


سلام به همه سایه های نینجا

این تاریخچه بصورت کاملا مستند و واقعی می باشد و آن را در سایتهای بین المللی می توانید بصورت متنهای ژاپنی و انگلیسی پیدا کنید.

این مطلب را ترجمه کردم و براتون گذاشتم اگر مشکل دستوری و املائی داره ما رو ببخشید

نین جوتسو ریو در عهد باستان در چین رواج داشت. این کشور، جامعه ای دفاعی بود که دفاع از مردم را به هنرهای رزمی اختصاص می داد. می توانید کتاب های جالبی را پیرامون آموزه هایشان در رابطه با "هنر رزمی " Suntzu بیابید. ورژن چینی نینجا لین کوئی (اهریمن جنگل) نام داشت.

نین جوتسو ریو در عهد باستان در چین رواج داشت. این کشور، جامعه ای دفاعی بود که دفاع از مردم را به هنرهای رزمی اختصاص می داد. می توانید کتاب های جالبی را پیرامون آموزه هایشان در رابطه با "هنر رزمی " Suntzu بیابید. ورژن چینی نینجا لین کوئی (اهریمن جنگل) نام داشت. جامعه رمزآلود نخستین بار از چین به کره انتقال داده شد. در کره جنگجویان tlwarang هنرهای خود را یاد گرفتند و در نهایت این گونه هنرهای رزمی به ژاپن در 715AD از هیبت رمزآلودی که از کوه ها ظاهر می شد به نام En no Gyoja نشأت گرفت، این هیبت لین کیو نینجا نام داشت و به دنبال گسترش جامعه ای در ژاپن بود و قطعاً موفق شد و این جامعه در گروه ها یا خانواده های کوه نشین نواحی حومه پدیدار شد.

در حدود چند قرن بعد سه نینجا ریوی اولیه توسعه یافتند: فوماریو (حدود 722AD) کوگاریو (حدود 939AD) و سپس ایگاریو ( حدود 1030AD). این گروه ها در اواسط سال های 700AD و 1050AD توسعه یافتند، آنها بیشتر نواحی به صورت گروه های کوچکتر و به عنوان گروهی در نواحی متفاوت عمل می کردند (بجز سرای ریو که جداگانه عمل می کرد) و در نهایت با گذشت زمان از یکدیگر جدا شدند. در این بخش به تاریخچه ای که منجر به بروز نینجا در ژاپن شد می‌پردازیم: این نوجیوجا رئیس جامعه رمزآلود ژاپن بود که کاملا در 722AD گسترش یافت بنابراین افسانه نینجا متولد شد. پس از جنگ های داخلی ایالت های چین (400bc 700AD)، گروه های زیادی به ژاپن نقل مکان کردند ودر ایگا/ کوگا و نواحی هویو ساکن شدند. لیوکوئی در ژاپن پناهنده شد و در نواحی زیادی به ویژه در گایوجا، خانواده های کوه نشین، جنگجویان سرگردان، راهبان، مزدوران و کشاورزان ژاپنی را تعلیم داد.... شینوبی نام خاصی برای جنگجوی نینجای ژاپنی است. آنها در هنر رزمی آموزش می دیدند بلکه از فلسفه سنتی چین شامل بودا گرایی، پیروی از مطریقت چینی، کنفو و مذهب بومی چینی شینتو که به آنها خواهیم پرداخت برخوردار می شدند.

شینوبی که از لحاظ روحانی فلسفه ی شوگندو نامیده می شد، عقیده ی روحانی شینتو و افسونگری بود که تونگ (tong) دنبال می کرد و معنای «ترویج نیروهای هماهنگ و طبیعی و ذاتی خدایی و قلب خالص بود» و بیشترین اهداف مقدسشان در قالب نینجا بود. آنها اعتقاد داشتند که همه ی مسیرها یکسان بودند و ماهیت مشابهی داشتند.

برای شرح بیشتر عقاید شینتو، عقیده به روح بزرگ مشابه با روح گرایی بومیان آمریکا در غالب کامی یا «ki» نیروی زندگی مورد احترام قرار گرفت و مانند tao نبود زیرا هر پدیده در شینتو دارای روح انسانی مقدس است. سپس زوج خدایی که دارای روح برگرفته از خدا و خدایگان معروف به نام های Izanagi و Izanami بودند ایجاد شدند این خدا و خدایگان از قدرت خلق همه چیز برخوردار بودند. با این حال مهمترین خدا نخستین فرزند این زوج خدایی بود و خدای خورشید یا آماتراسو نام داشت که در سطح بالای آسمان فرمانروایی و پیشگویی می کرد. هیچ گونه کردار یا تناسخ در جسم تازه ای که از عقاید بودا بود در این تفکر به چشم نمی خورد. روح را جاودانی تصور می‌کردند که در سرزمین مردگان (عالم اموات / سطح ستاره ای) پس از مرگ فیزیکی زندگی می‌کرد. روح مرده می‌توانست شیطانی یا فرشته خو باشد و ستایش اجدادی مورد تکریم قرار می‌گرفت.

دنیاهای روحانی دیگر مانند دنیایی که در آن زندگی می کنیم نیز وجود داشتند، اما این دنیا هم اکنون روحانی تلقی می شود و شینتو معتقد است روح و طبیعت (ذات) با یکدیگر مرتبط اند. آرمان شهر یا دوزخی وجود ندارد اما دنیاها به واسطه متصرفات دنیوی به یکدیگر متصل می‌شوند. قوانین واقعی، قضاوت، عقاید دینی و مجازات یا گناه در شینتو راهی ندارد و تنها مقاصد آزاد و مقاصد خدایان که «اخلاص قلب» را در برمی گیرند مورد توجه قرار می گیرند.

نینجا شامل شیوه های رمزآلود منتخبی بود و هر سیستم عقیده را می پذیرفت، از این رو می‌توانست فلسفه ی آنها را به کار گیرد و در حالی که دیگر عقاید را می پذیرفت، با آنها در می‌آمیخت. اما فلسفه ی فردی (شخصی) آنها از اهمیت زیادی برخوردار بود. «Toh Shindo» که به معنی «روش شمشیر قلب خالص» بود.

بیشتر نینجاهای اولیه شینتو بودند، اما بعد ها بودائیسم با عقاید آنها درآمیخت.... برخی نیز پیرو طریقت چینی، کنفو، مسیحیت، مشرکان، جادوگران و کاهنان بودند و ترکیبی از مسیرهای متحد و مسیرهای فردی مورد توجه قرار گرفت و از این طریق هر مسیر کاملاً یکسان بود و به هدف یکسانی ختم می شد.

جنگجوی معروفی در 939ad به نام Mochizuki Sabwro Kanei به همراه پسرش تحت فرمان رئیس نینجای خود به نام تاتسو ماکی هوسی به آموزش می پرداخت (رئیس آنها عضو جامعه tong اژدهای سیاه بود. جامعه ای شبیه به لین کویی در چین) و کوگارایو را در همان زمان گسترش داد و فوماریو شیوه رمزآلودی را ایجاد کرد  و گروه سربازان مزدور و هراس انگیزی که اموال مردم را به غارت می بردند و از جانب ناحیه ی هویوی چین حمایت می شدند، پدیدار شدند. این گروه مهمترین نین جوتسوریو در خارج از مناطق ایگا و کوگا بودند. اطلاعات حاضر بر اساس عقاید شخصی نویسنده یا نقطه نظر افراد دیگر نیستند و برگرفته از تاریخچه ی مکتوب این دوران هستند و سنت های نینجای با شکوهی مبنی بر اسناد تاریخی وجود داشتند و هنوز هم به چشم می خورند...

اکنون به نواحی ایگاریو می پردازیم. آنها در 1030ad توسط لورد ایگای گسترش یافتند که یکبار فرمانده ارتش چین شد و سپس از آنجا نقل مکان کرد و در ایگا اقامت گزید و دو نفر را آموزش داد که مؤسسان ایگاریو شدند و فوجیوا چیکادا و هوگنبوتسین نام داشتند.

مکاتب سامورایی و بودایی که آموزه های نین جوتسو را مورد توجه قرار می دادند مانند تنشین شودن کاتوری شینتو در 1337 (سامورایی ریو) و نیگوریو و سایگاریو که در همان دوره بودند و به علت شهرتشان به آن ها می پردازیم. به آن ها سوحی یا بودائیست های جنگجو می گفتند زیرا در حال جنگ با امپراتورهای میناموتو / آچیکاگا و توکوگاوا شوگونات بودند.

کونوایچی که توسط نینجای مونث به نام موچیزوکی چیومه که اهل کوگا بود ایجاد شد. در اواسط قرن شانزدهم به نام تاکیدا شنیگن توسعه یافت زیرا این نینجا به تاکیدا وفادار بود. یاگوریو در اوایل قرن هفده ام توسط رئیس نینجا توکوگاوا به نام یاگی جوبی با حمایت رئیس ایگا نینجا یعنی هاتوری هانزو که معلم او بود پدید آمد و در قسمت های بعدی به آن خواهیم پرداخت. در این مقاله، نویسنده قصد دارد که به ارائه ی تاریخچه صحیح وا ساده نینجا بپردازد به گونه ای که خواننده را گیج نکند. هاتوری هانزو در مورد نینجا میگوید یک نینجا یک حرام زاده است و نظر خوبی درباره نینجا ندارد، بیشتر افراد هنگامی که شروع به نوشتن پیرامون نینجا می کنند گیج می شوند زیرا با تاریخچه عظیمی روبه رو می شوند و مطالب درستی را نمی نویسند، به همین جهت مسائل مبهم زیادی در این زمینه وجود دارد. تنها به تاریخچه ژاپنی مراجعه کنید زیرا حقایق را پیرامون سنت ها نگاشته اند.

نینجا از سامورایی منفوری به نام رونین نشأت گرفته است. اگر چه، رونین به همراه کشاورزان و رعیت ها نینجا شد. با این حال نینجا بیشتر به کوه نشینان، یاما بوشی، یا جنگ جویان کوهستان تعلق داشت.

سامورایی ها و کشاورزان و رعیت های روستایی اقدام به فعالیت های مخفیانه ای نکردند زیرا از هوش و مهارت نینجا برخوردار نبودند و در این زمینه شکست خوردند.

سامورایی ها و نینجا شبیه به یکدیگر نبودند، هنرهای جنگی و فیلسوفان آن ها از آنچه افراد تصور می کنند، متفاوت هستند. نینجا تکنیک های بوجوستویی را توسعه داد که شامل موارد زیر بودند: هنر توجستوی کار با شمشیر، هنر اینتو جوتسوی مخفیانه، هنر شوریکن جوتسوی پرتاب اسلحه شامل چاقو، دارت و غیره، هنرهای چوب و عصای بوجستو و جوجیوتسو، هنر های جنگ افزار چوبی اولیه شامل اسکریما، تونفا، چوب های کوتاه و بلند و غیره، هنر های داس ها، تونفا، و اسلحه های حلقه ای کوساری جوتسو شامل کاما، داس های ویژه، زنجیرهای تیغه دار و خاردار، نونجاکو و غیره، هنر چوب های تیغه دار و نوک تیز دیگر مانند تیرها و ناجیناتای خاردار سوجیوتسو، هنر های نینجای جنگ غیر مسلح تای جوتسو که شامل استفاده از سرپنجه دستی و کفش های میخ دار به جای تکنیک های غیر مسلح و هر وسیله ای جهت کشتن دشمن بودند. تمامی این هنرها آموخته و تعلیم داده می شدند. آن ها در محیطی نبودند که بیشتر هنرهای جنگی را در بربگیرند و مانند هنرهای سامورایی جریان داشتند. میلیوی دانش رمزآلود شامل سحر و جادوگری، استفاده از زهر، پیروی از کاهنان، افسونگری، نیایش های رسمی و غیره و هنرهای مخفی شدن تحت این طبقه بندی به عنوان هنرهای مجازی مطرح شدند و از تمام هنرها مقدس تر و دارای قدرت مخفی کردن بودند.... پیشرفت های روحانی و ستاره شناسی و غیره نیز در این زمینه مطرح می شدند. نینجا، جاسوس و قاتل بی رحمی نبود و باور غلط سامورایی و عقاید خامی وجود داشتند که سعی می‌کردند بر نیروی خارق العاده نینجا تأثیر بگذارند. آن ها حتی نیروهای اهریمنی را نیز فرا خواندند و با توجه به این تصور غلط به مزیت های زیادی دست یافتند. آن ها تکنیک های شبح Gen justa را توسعه دادند....

در مقابل نینجا گروهی از افراد خوش قلب که سعی می کردند از مناطق کوهستانی خود و کشورشان در برابر خوی اهریمنی و خونریزی قبایل سامورایی دفاع کنند. شایان ذکر است که نینجاهای شیطانی نیز وجود داشتند که درصد عمده ای از آن ها گروه های سرکشی بودند و احتمالاً یک سوم کل جمعیت نینجا را تشکیل می دادند.

با شدت گرفتن جنگ ها این مقدار سریعاً تغییر کرد، تعدادی حتی در جنگ های نینجا حضور داشتند و تعداد زیادی از آن ها که منجر به جدا کردن کوگا و ایگا شدند در قرن 17 ام رخ دادند.... و فوماریو همیشه برخلاف نینجا و ایگا عمل می کرد و در قرن 15ام دشمنان جدی یکدیگر شدند. فوما نینجاها به عنوان اهریمنان عصر نینجوتسو مطرح می شوند و به نقطه نظرها بستگی دارد.

گروه تاکیدا حامی گروه نینجا بود و به عنوان معروف‌ترین فرماندهان جنگی در مقایسه با فرماندهان دیگر ظاهر شد، به ویژه هنگامی که استراتژی ارائه داد. فرمانده سانادا از تاکیدا حمایت کرد و قدرتمندترین امپراتوری را در اوایل و اواخر قرن 16 ام بنا نمود. کوگانینجا با تاکیدا و سانادا مقابله کرد. توکوگاوا از حمایت نینجا در اواخر قرن 16 ام بهره مند شد. گروه هویو از فوما نینجا در طول چندین قرن برخوردار بودند و با یکدیگر فعالیت می کردند. اودانوبوناگا و تویاتومی هایدیوشی، فرماندهان رعب انگیزی بودند که در جهت غلبه بر امپراتور تلاش می کردند اگر با نقشه هایشان مخالف بود و گروه های uesuegi و هویو از نیروی زیادی برخوردار بودند. تمام این فرماندهان مقتدر به دنبال فتح پایتخت و شوگان شدن بودند. که به معنای پادشاه ژاپن است. تاکیدا هویو و uesuegi از قدرت زیادی برخوردار بودند. تا زمانی که قبایل تودا، تویاتومی و توکوگاوا با یکدیگر متحد شدند. اما هنوز تاکیدا قوی ترین نیرو بود. اما تاکیدا شنگین در شبی وحشتناک به علت زخم‌های زیادی که بر تن داشت درگذشت این زخم ها از سوء قصدی که به جانش شده بود نشأت می گرفتند. تاکیدا به تدریج در دهه بعد منقرض شد. اگر فرمانده جنگی این قبیله نمرده بود آن ها می توانستندتمام فرماندهان ژاپن را از بین ببرند. تاکیدا نیروی هویو و uesuegi را تقلیل داد، با اینکه هنوز از قدرت برخوردار بودند. در این زمان اودانوبوناگا سریعاً به قدرت رسید. قاتل شینگن مشخص نیست اما به احتمال قوی یکی از این دو نینجا بوده است. رئیس فوما به نام فوما کوتارو یا هاتوری هانزو که رئیس ایگای قبیله توکوگاوا بود.

از آنجایی که قبیله فوما در جنگ با تاکیدا و نزدیک تر به منطقه آن ها بودند، احتمالاً فوما کاتارو قاتل بوده است. تاریخ تنها به این واقعه اشاره مختصری کرده است. پس از اینکه قبیله تاکیدا از نیروهای اودا و توکوگاوا شکست خوردند توسط قبایل فوما و هویو به طور کامل تخریب شدند، در بخش های بعد به این نکته خواهیم پرداخت. اما اکنون موضوع مورد توجه ما اودانوبوناگا است.

او فرمانده جنگی ظالم و آماده ی تخریب هر چیزی بود تا کنترل ژاپن را به دست آورد. اولین مأموریتش از بین بردن بوداگرایی بود بنابراین بوداگرایان را از بین برد. ایگا نینجاها با او مخالف بودند و در صدد قتل او برآمدند اما همگی ناموفق بودند. رئیس قبیله قدرتمند ایگا مردی به نام موموچی سانداریو بود که تحت تعلیمات نینجایی به نام ایشیکاوا گؤمون قرار گرفته بود . این نینجا قهرمان آگاه و مشهوری بود که فضیلت زیادی داشت. موموچی ساندایو، بسیاری از نینجاهای مشهور را آموزش داد که نام آن ها مخفی مانده است....

بیشتر مردم تصور می کردند هر کدام از این نام ها مربوط به افراد مختلفی بودند که یکی از مهمترین آن ها ساندایو بود رئیس مشهور نینجای کوگا به نام فوجی بایاشی ناگاتو به عنوان ساندایو مطرح شد و رئیس نیجا، ایگا و کوگا را کنترل کرد. اکنون جنگ بین دو گروه در گرفت. قدرتمند ترین نیرو ها در ژاپن شامل نیروهای اودا و تویاتومی بودندکه با قوی ترین گروه های نینجا یعنی قبیله ایگا مخالفت می کردند. اما ایگا بدترین کار را انجام داد و معروفیت زیاد آن ها را به سوی زوال سوق داد. آن ها در جهت شکست فرمانده ی اودا که مخفی شده بودند آمدند و خود را بسیار معروف کردند. اودا نیز منطقه ی آن ها را شناسایی کرد و ارتش خود را برای تخریب آن ها در سال 1580 فرستاد اما ایگا نینجا به آسانی با تاکتیک های جنگی پارتیزان خود بر آن ها غلبه کرد. این تاکتیک ها اودا را به وحشت انداخت، او تمام ارتش خود را با تایاتومی به منطقه ی جنگ فرستاد. بزرگ ترین جنگ ایگا و فرمانده ی جنگی اودا در سال 1581 رخ داد. اودا به قدری قدرتمند بود که کل منطقه را به آتش کشید و همه چیز را سوزاند. به علت اینکه اودا نتوانست از حیله گری استفاده کند تصمیم گرفت آن ها را با آتش محصره کند، سپس در حالی که درمانده شده بودند، تمام لشکر ایگا را شکست دهد. اما نقشه های اودا کاملاً عملی نشدند. قبیله ایگا نینجا به سختی قبیله اودا را شکست دادند و بر آن ها غلبه کردند. آن ها توپ جنگی را پرتاب کردند و اودا را کشتند.... همه چیز به نفع نینجا تمام شد و مردم بی گناه زیادی کشته شدند. این واقعه به عنوان تراژدی مطرح می‌شود.

تمام قبیله های مشهور نینجا در جنگل همانند قهرمانی مردند یا به مناطق دور دست فرار کردند. موموچی ساندایو نیز به منطق کوهستانی فرار کرد تا مجدداً نینجاهای باقیمانده را برای جنگ و قتل عام نهایی گردآوری کند. هنگامی که جنگ تمام شد، اودا تمام نینجاها را از دست داد و تنها بقایای آن ها در نواحی خارجی می جنگیدند اما ایگا نینجا باقی ماند. (منتظر بمانید تا او کوگا و فوما نینجا را پیدا کند.)

در این زمان توکوگاوا تصمیم گرفت به نینجا ایگا کمک کند، او به صورت مخفیانه با اودا و تویاومی مخالفت کرد ولی هنوز از قدرت رویارویی مستقیم با آن ها برخوردار نبود. هاتوری هانزو یک جنگجوی مخفی نینجا بود که با توکوگاوا و ایشیکاوا گومون همکاری می کرد. آن ها با ژنرال اودا به نام آکچی میتسوهاید بر علیه فرمانده قدرتمند متحد شدند.

در سال 1582، این عملیات با موفقیت روبه رو شد. میتسوهاید و گومون به قتل نوبوناگا مبادرت ورزیدند در حالی که این دو نیرو با یکدیگر همکاری می کردند. هانزو و توکوگاوا به ایگا آمدند و نینجاهای باقیمانده را که مخفی شده بودند جمع آوری کردند و با نیروهای اودا باقیمانده جنگیدند و به منطقه توکوگاوا رفتند. آن ها در این مکان از جنگ در امان ماندند و نیروی عظیمی شدند.

گروه موموچی ساندایو این موضوع را نفهمیدند و مشغول طرح استراتژی تخریب اودا بودند. نیروهای باقیمانده اودا که متوجه شدند فرمانده شان از بین رفته است با فرمانده جدید خود به نام تویاتومی هایدیوشی فرار کردند. این فرمانده ارتشی که برخلاف او شورش کرده بودند را تخریب کرد. آن ها نیرو های میتسو هاید را تخریب کردند. توکوگاوا لیاسو هیچ حق انتخابی نداشت اما در ظاهر به نیروهای تویاتومی پیوست تا زمانی که مطمئن شد می تواند در جنگ با آن ها شرکت کند و پیروز شود. او از ایگا نینجا استفاده کرد تا رئیسان قبیله های دیگر را بکشد. به نظر می رسید گروه ایگا نینجا منحل شده است، گروه هاتوری هانزو از موموچی سانایو جدا شد، هانزو هنوز رئیس ایگا نینجا و ساندایو رئیس ایگا نینجا بود، این قبیله با او به مناطق بیرون ایگا فرار کرد. (در این زمان ایگا مجزا شد و جنگ هیجان انگیز و سختی در گرفت.)

در سال 1581 در زمان جنگ های ایگا – نوبوناگا، جنگ های دیگری در گرفت که بین تاکیدا و کونوایچی نینجا بر ضد هویو و فوما نینجا بود. رئیس نینجای تاکیدا موچیوکی چیومه بود، او رئیس کونویچی ریو بود. کوگانینجاها در این زمان فعال نبودند البته در جنگ های جنوبی شرکت کردند. موموچی ساندایو رئیس ایگا و کوگاریو بود. هاتوری هانزو از گروهش جدا شد و رئیس ایگا شد و فوما کاتارو رئیس فوماریو شد. بنابراین رئیسان نینجای زیادی از فوما کوتارو ترسیدند زیرا شهرت زیادی داشت. دو ژنرال تاکیدا در طول جنگ تاکیدا – هویو به نام های تاکیدا کاتسو یوری و تاکیدا، نیروهای خود را به موقعیت قوی فرستادند تا از کوه های بزرگ به عنوان پناهگاه استفاده کنند. نیروهای هویو یوجینو در طرف دیگر کوه در ایالت ایزو بودند. فوما نینجا از حمله های فریب آمیز و اسب ها استفاده کردند. آن ها آدمک های حصیری را بر روی اسب ها گذاشته و با اسلحه و زره پرشان کردند. هنگامی که تاکیدا از این دسیسه آگاه شد، به جای بیشتر دقت کند، از استراتژی نیروهای هویو غافل شد. فوما کوتارو و نینجا هایش از مخفیگاه های انفجاری استفاده کرد و افراد زیادی را کشت و تاکیدا ضعیف و نا متعادل گردید و از اتفاقاتی که افتاده بود شگفت زده شد و این واقعه منجر به ناپدید شدن جنگجویان فوما در تاریکی شب شد. سپس تاکیدا مجدداً اعضای گروه را جمع آوری کرد اما فوما چند بار برگشت و شبیخون زد. نینجا شب بعد به زمین های تاکیدا وارد شد، مردم را اسیر کردند و اسب هایشان را دزدیدند و چادر ها را به آتش کشیدند. سپس به چادر ها رخنه و فریادهای جنگی تاکیدا را تقلید کردند که منجر به ترس و هرج و مرج زیادی شد. این عملیات به سوء ظن ارتش تاکیدا و برگشت و کشتار انجامید. هنگامی که جنگ تمام شد، کل ارتش تاکیدا ضعیف بود و تنها چیزی که برایش باقی مانده بود کونوایچی نینجای وفادار بود. آن ها در دروازه های قلعه ی هویو جهت اجازه ی ورود و تشخیص هویت فوما مورد پرسش قرار گرفتند اما کوتارو رمزهای روزانه را تغییر داد و آن ها وارد نشدند، احتمالاً تعقیب شده بودند و سعی کردند از راه های زیادی به قصر رخنه کنند اما فوما نینجا به دنبال آن ها گشتند و رخنه کنندگان را پیدا کردند و کشتند.

برخی از کونویچی نینجا ها فرار کردند اما بیشتر آن ها موفق به فرار نشدند. فوما ها پس از جنگ نینجا واقعاً ترسیدند. اما جنگ های بیشتری در شرف وقوع بودند! گومون در سال 1592 تصمیم به قتل تویاتومی در یکی از جالبترین داستان ها در تاریخچه ژاپنی گرفت. همسرش توسط تویاتومی کشته و پسرش اسیر شده بود، بنابراین تصمیم گرفت او را بکشد. شب هنگام به قصر تویاتومی وارد شد، او اعضای گارد را کشت و به اتاق فرمانده وارد شد او خوابیده بود. گومون ناگهان به زنگی که روی میز بود برخورد و صدای بلندی برخواست، سامورایی برخواست و گومون را قبل از کشتن فرمانده دستگیر کردند. آن ها سعی کردند گومون و پسرش را در روغن بسوزانند، جنگجوی بزرگ نینجا راه فراری نداشت، اما سعی می کرد پسرش را زنده نگه دارد. او دست هایش را بالا گرفت و پسرش را تا جایی که می توانست بالا نگه داشت اما موموچی ساندایو و هاتوری هانزو و گروه هایشان به قصر رخنه کردند و وقتی که بالای سر گومون رسیدند، مرده بود اما هنوز دست هایش از روغن بیرون بود و پسرش گوبی را زنده نگه داشته بود، گویی بدنش مرده بود اما روحش پسر جوان را حفظ کرده بود.

ایشیکاوا یکی از معروف ترین نینجاهای زمان خود بود. او به عنوان قهرمان راهزن افسانه ای مطرح می شد که طلا و وسایل با ارزش را می دزدید و به فقرا می داد و جنگجوی افسانه ای بود. تویاتومی در سال 1590 فرمانروای ژاپن بود و به کره حمله کرد و پرنسس اودا و گارد نینجای کره ایش را دستگیر کرد. فوماکوتارو در سال 1598 به دنبال انتقام از همدستان هویو بود و مزارع آن ها را تخریب کرد و به قصری که گومون به آن رفته بود رخنه کرد و فرمانده قصر را به قتل رساند. افول قبیله تویاتومی آغاز شد و توکوگاوا با موقعیت فرمانروایی رو به رو شد.

جنگ بین توکوگاوا و لورد ایشیوا از امپراتوری آشیکاگا با حمایت پسر تویاتومی به نام هایدیوری به راه افتاد. هر کسی این جنگ را می برد، قادر بود کنترل ژاپن را در بیشتر نواحی بدست آورد و شوگان شود! (اما بدون تعارض نینجا این کنترل کاملاً دست یافتنی نبود.)

بازماندگان تاکیدای پیر هنوز وجود داشتند، حتی پس از اینکه قبیله هویو تخریب شد، لورد ساندار هنوز زنده بود و نیروهایش نیز وجود داشتند. کوگا نینجا به زودی برمی گردند.

جنگ سکیگاهارا در سال 1603 بین توکوگاوا و اشیدا به اوج خود رسید. توکوگاوا قادر به تخریب نیروه های ایشیدا با کمک نینجای هاتوری هانزو بود سپس او شوگون شد و کشمکش های بین توکوگاوا و تویاتومی تشدید یافتند. اگرچه ژاپن در نهایت شروع به مشاهده دوره صلح کرد و اکثر کشمکش ها پایان یافتند، هنوز مسائل مرتبط با جنگ ناتمام بودند. توکوگاوا قلمروی خود را به هایدهوری داد اما درعوض نیرو را به عنوان شوگون حفظ کرد و هاید یوری را در قصر اوساکا زندانی کرد در حالی که او به روش خود بر ژاپن فرمانروایی می کرد. به علت اینکه آن ها پس از صلح شروع به کشمکش کردند با این حال، این تعارضات تهدیدی در پی نداشتند. ژاپن در آن زمان به دنبال صلح بود و توکوگاوا از قدرت زیادی برخوردار بود و بازداشتن او دشوار بود.

توکوگاوا، یاگونینجای جدیدی را با فرماندهی یاگوجوبی ایجاد کرد که توسط ایگا نینجای هاتوری هانزو تحت تعلیم قرار می گرفت و حمایت می شد. هر فردی که مخالف با آن ها یا صلح در ژاپن بود کشته می شد. نینجاهایی که برای لورد ایشیدا فعالیت می کردند افرادی جز فوماها نبودند، پس از آن گروه های سانادا و تاکیدا به دفاع مشغول شدند. آن ها به ویژه برای توکوگاوا شمشیر می‌زدند. فوما نینجا حملات زیادی را به کوگا نینجا وارد کرد و برخلاف شوگون بود زیرا آن ها دارای کشمکش هایی از قرن ها پیش بودند، اما فوما و کوگا از یکدیگر متنفر بودند و مدام به یکدیگر به ویژه شب هنگام حمله می کردند و شبیخون می زدند. بیشتر ایگا نینجا ها با موموچی ساندایو یا شوگون و هاتوری هانزو عمل می کردند. توکوگاوا جهت نابود کردن فوما تعیین شد و اطلاعات اندکی در مورد کوگا داشت اما نینجا به دنبال از بین بردن فوما بودند. از این رو، تاکاساکا جینای که رئیس و فرمانده کوگای دوم بود و گروه کوگای او راضی به ملاقات با هاتوری هانزو ، یاگوجوبی و گروه هایشان شدند و فوما را برای مدتی متوقف کردند. آن ها مخفیانه نینجاهای اندکی را که به سمت چادر های فوما می گریختند دنبال کردند، به چادرها رخنه نمودند و رئیس آن ها به نام کوتارو را کشتند. فوما نینجاهای باقی مانده متعصب بودند و درصدد قتل و انتقام از هانزو بر آمدند. (این رویداد بعد ها رخ می دهد.)

لورد سانادای تبعید شده در میان سایه های مخفی ژاپن از همه ناشناخته تر بود. او هم پیمان تاکیدای سابق با بقایای گروه بود و با کوگا نینجا هم دست شد و یکی از رهبران کوگا را به نام کریگاکورسایزو اعزام و به قصر شوگان رخنه کرد و توکوگاوا را به قتل رساند. سانادا ارتش قسم خورده شوگان بود و او را تخریب کرد و تلاش کرد صلح را به ژاپن بیاورد و به نام رئیس خود تاکیدا شینگون که شوگان واقعی ژاپن بود درصدد انتقام بر آمد! همه ی رویداد ها بین سال های 1603 و 1616 بودند بنابراین بیشتر جنگ های سخت نینجا آغاز شدند. سایزو شب هنگام بدون هیچ مشکلی وارد قصر شد و برخی از اعضای گارد را کشت و و نینجا به تالار فرمانده جنگی وارد شد. سایزو شمشیرش را بالا برد و شوگان را کشت و تصور کرد همه چیز تمام شده است. متأسفانه او توسط هاتوری هانزو فریب خورد، شمایلی قلابی درخفته بود که به شکل شوگان سامورایی بود.

روز بعد، سایزو نقشه آنچه رخ داده بود را کشف کرد و گروه هانزو در طول عملیات جاسوسی به گروه سایزو حمله کرد (جنگ نینجای دیگری در راه بود! سایزو با هانزو مخالفت کرد.) گروه هانزو سایزو را شکست می دهد و آن ها با همه وسایل زندگیشان فرار کردند. سایزو و بقایای گروهش، فرمانده هان ساندا را دور کردند و شکست شان را گزارش دادند. اگرچه کل گروه آن ها آگاه نبود، حمله ی مخفیانه فرمانده شان عملی نشد!

نینجای سابق توکوگاوا با این که قبلاً عهد بسته بود به ساندا وفادار بماند او را توسط دادن هدیه ای کشت. (این روند یکی از تاکتیک های ویژه نینجا بود) هدیه بچه گربه کوچکی بود که پنجه هایش در سم کشنده ای غلطانده شده بود. نینجای مخفی به ایگا، کوگا و فوما نسبت داده می شود. هر دو گروه سعی می کردند شوگان را بکشند و نیروی خود را تثبیت کنند. در حالی که می خواستند یکدیگر را بکشند، هر کدام قصد کشتن شوگان را داشتند. گروه های کوگا و فوما از مأموریت های مشابهی هنگام رویارویی با شوگان برخوردار بودند ولی به علت کشمکش های سابق با یکدیگر مخالف بودند. بنابراین به یکدیگر حمله می کردند و همدیگر را می کشتند. (آن ها باید با یکدیگر متحد می شدند ولی هرگز این امر صورت نگرفت.)

یوکیمورا پسر سانادا فرمانروای سانادا شد اما قدرت و تاج و تخت را به برادرش داد تا گروه را کنترل کند و خودش به گروه نینجا پیوست و در کوهستان ها ناپدید شد. یوکیمورا در معبد کونوچی ریو پناهنده شد. آن ها دشمنان سر سخت شوگان بودند و تصمیم گرفتند تا به کوگانینجا کمک کنند تا شوگان را بر اندازند. موچیزوکی چیومه به مدت طولانی رئیس مؤنث نینجای کونوایچی بود اما قدرت باید به کوسکی آنایاما رسیده باشد به این علت که او در طول این مدت رئیس گروه بود. در این زمان بقایای گروه ایگانینجا به موموچی ساندایو وفادار بودند. توکوگاوا نینجا در پایان فهمید که چه اتفاقی افتاده است و به شوگان گزارش کرد و هاتوری هانزو را به سمتی در نیروهای توکوگاوا منصوب کرد اما ساندا نپذیرفت و جنگی بین استاد و دانش آموز در گرفت .... جنگ بسیار شدید بود اما ساندایو خیلی پیر بود و هانزو از این شرایط استفاده کرد.

هانزو، استاد خود را کشت و مایملک او را در زمین دفن کرد.... به راحتی نمی توان خوب را از بد جدا کرد.... توکوگاوا و ساندا هر دو فرماندهان با احترامی بودند و دشمنی آن ها شرم آور بوده است اما تاکیدا شینگان این موضوع را تنها یک دشمنی ساده می داند....

یوشیدا مایدا از متحدین مهم توکوگاوا بود و کوسکی این موضوع را می دانست. او تلاش می کرد که با گروه سامورایی مایدا وارد عمل شود. نقشه های کوسکی کامل شدند هنگامی که گروه مایدا در جشنی که به افتخار او گرفته بودند شرکت کردند. کونواچی نینجا با شراب و غذاهای سمی مسموم و ارتش نیز شدیداً ضعیف شد و در شبی مه آلود مورد هجوم قرار گرفتند و سریعاً نابود شدند.

فریب دادن توکوگاوا لیاسو در میدان جنگ، استراتژی کوگا و کونوایچی بود، بنابراین او در معرض خطر سمی شدن قرار داشت. آن ها برای نخستین بار از فوما نینجا کمک گرفتند که سال ها قبل شدیداً توسط گروه های موموچی و هاتوری شکست خورده بودند.

نقشه آن ها حمله ی فوما به هاتوری هانزو بود در حالی که کوگا به شوگان حمله کرد. فوما شبانه به ایگا نینجا حمله کرد و آن ها را به سمت اقیانوس فریب داد و برای گروه هانزو آتش روشن کردند و با شمشیر از زیر آب به آن ها حمله کردند، راه فراری نبود، استاد بزرگ نینجا، هانزو و بیشتر افراد گروهش به قتل رسیدند. انتقام به افتخار استاد بزرگ به نام کوتارو به صورت موفقیت آمیز گرفته شد....

در این حین تونلی از زیر جاده به قصر توکوگاوا زده شد. کوگا ناگهان با باز شدن زمین مورد حمله‌ی ارتش شوگان قرار گرفت. یکی از کوگا نینجا ها به نوم لوزو کاکا خودش را با 2 سامورایی وفادار شوگان منفجر کرد. سپس نینجا از تکنیک های شبح استفاده نمود و تعدادشان بیشتر به نظر رسید و منجر به فرار شوگان و اطرافیانش شد. آن ها خرابی های زیادی به بار آوردند که بسیار عجیب بودند. ناگهان لورد یوکیمورا در جلوی شوگان ظاهر شد و هنگامی که می خواست او را به زمین بزند خودش نیز به همراه شوگان کشته شد و تقدیرشان این گونه رقم خورد. در این جنگ هر دو ارتش کاملاً ضعیف شدند و بازمانده کوگا ساروتوبی ساسوکه بود که نینجا را در جنگ رهبری کرد تا پیروز شوند. او پرنسس کره ای به نام اوتا و گارد نینجایی او میوشی را که مؤنث بود نجات داد و به کشورشان بر گرداند. هر دوی آن ها توسط هایوشی چندین سال قبل اسیر شده بودند . از آن زمان به بعد.... نینجای کوگا به ایگا نینجا وفادار شده و صلح کاملی پایدار گردیده است و جنگ ها پایان یافتند.... یاگویو جوبی و ساروتوبی ساسوکه نیز گروه های خود را جهت حفاظت از ژاپن هدایت کردند.

منبع :جنگجویان سایه
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اردیبهشت1389ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

مختصری از تاریخ ژاپن

جان گرايي و توتم پرستي ( پرستش حيوانات ) و نيا پرستي و پرستش دستگاه جنسي نياز هاي ديني ژاپنيان نخستين را بر مي آورد. آن ها عقيده داشتند ارواح همه جا هستند، در سيارات، گياهان و حشرات مزارع و درختان و حيوانات و مردم همه جا روح و جن مي ديدند. به نظر آنان خدايان بي شمار بر فراز خانه ها و ساكنان آن ها شناور بودند و در شعله و پرتو چراغ ها رقص مي كردند. با سوزاندن استخوان گوزن يا كاسه ي لاك پشت و مطالعه ي خطوطي كه بر آن ها ظاهر مي شد به غيب گويي مي پرداختند تا به سعد و نحس پي برند و زمان مناسب براي سيرو سفر را مي شناختند. از مردگان مي ترسيدند و آن ها را مي پرستيدند؛ معتقد بودند كه در جهان بسيار شقاوت ها از اراده ي مردگان مي زايند. از اين رو براي رام كردن مردگان اشياي گرانبها در قبرها مي نهادند. به طور مثال در قبر مردان شمشير و در قبر زنان آينه مي گذاشتند و هر روز در برابر الواح نياكان دعا مي خواندند. براي جلوگيري از سيل يا زلزله به قرباني كردن انسان دست مي زدند و گاهي كه انسان محترمي در مي گذشت ملازمانش را هم با او خاك مي كردند تا در جهان ديگر به او خدمت كنند.

 
ٌٌٌ


شينتو قديمي ترين دين ژاپن از نيا پرستي يا پرستش اجداد سرچشمه گرفت. شينتو يا روش خدايان سه حالت داشت: پرستش اجداد خانواده، پرستش نياكان عشيره و پرستش پادشاهان و خدايان قوم.

دين شينتو مشتمل بر اعتقادات و مراسم پيچيده و قوانين اخلاقي و كاهنان مخصوص نبود و با تلقين اصل خلود و وعده ي بهشت دل ها را ارامش نمي داد، فقط مردم را مجبور مكي گردانيد كه هر از گاه  به زيارت اماكن متبرك روند و با زهد و تقوا به گذشته و نياكان و پادشاه حرمت گذارند. آئين بودا 500 سال پس از ورود به چين در سال 522 به جزاير ژاپن راه يافت. در ژاپن باستان حكومت امپراتوري يا پادشاهي رواج داشت. پادشاه را تنچي يا فرزند خدا مي خواندند و به طور معمول تِن نو يعني پادشاه آسمان مي ناميدند. دستگاه قانوني يا دادگاه هاي ژاپن كه بر محور انتقامگيري خصوصي مي گرديد از عرف قديم مردم ژاپن و قوانين قرن هفتم چين سرچشمه مي گرفت. براي اثبات گناه يا بي گناهي متهم، مراسم ور يا اوردالي را اجرا مي كردند يعني متهم را مورد آزمايش هاي سخت و حتي شكنجه قرار مي دادند. مجازات اعدام انواع مختلف داشت: خفه كردن، سربريدن، دارزدن، چارشقه كردن، سوزاندن و در روغن جوشانيدن.


يكي از آداب مردم ژاپن باستان در موقع غذا خوردن اين بود كه برخاستن صدا از دهان زنان را در موقع صرف غذا ناپسند مي دانستند، اما از مردان انتظار داشتند كه با يك آروغ بلند از پذيرايي ميزبان تشكر كنند.

هيچ قومي هيچ گاه مانند ژاپنيان عاشق طبيعت نبوده اند. ژاپنيان عاشق طبيعت، باغ، گل و سبزه بودند و تمام خانه ها مزين به گل و گلدان و اشعار زيبا بودند. در ژاپن نظام پدر شاهي بر كشور و خانواده مسلط بود. در خانه پدر اختيار فوق العاده داشت و مي توانست فرزندان را به گناه بي عفتي يا جرم بزرگ ديگر بكشد يا كودكان را به برده داران بفروشد. در ژاپن باستان عفت مطلوب بود و برخي از دوشيزگان طبقات بالا هر گاه بكارت خود را در خطر مي ديدند خودكشي مي كردند. در مورد دعا و توبه كردن عقيده داشتند مؤمن اگر در زمستان مدت يك ربع ساعت در زير آبشاري مي ايستاد و دعا مي خواند پاك و مطهر مي شدو فرقه ي ذن براي تحقق شخصيت انسان، آرام آرام به ذن بعني مراقبه مي پرداخت و فرقه ي نيلوفر كه طبعي آتشين داشت، نجات را در آموختن قانون نيلوفر مي ديد.

در قرن 18، آيين بودايي قدرت خود را از دست داد و شوگون ها به آيين كنفوسيوس گرائيدند. تمدن ژاپن باستان هم مانند بسياري تمدن هاي ديگر، با دين آغاز شد و به فلسفه انجاميد. ژاپنيان خط نويسي و آموزش و پرورش خود را از چينيان ياد گرفتند. در اين هنگام كشيشان يسوعي كه در ژاپن به تبليغ دين عيسي مشغول بودند مي گفتند شيطان به قصد جلوگيري ژاپنيان از خواندن انجيل، خط ژاپني را اختراع كرده است. ژاپنيان باستان در شعر، ادبيات و نقاشي چيره دست بودند. در ژاپن باستان شمشير سامورايي به جاي قانون بر مردم حكومت مي كرد. زندگي با سختي مي گذشت و تفكر كاري خطرناك بود و قانون همانا اراده ي امير يا سلطان. از سال 1881 در جريان تحولات سياسي قوانين عمومي كشور دگرگون شد و رفته رفته كار به جايي رسيد كه ژاپن در قرن بيستم يكي از متمدن ترين دولت ها شد. از قرن 19 در ژاپن انقلاب صنعتي پديد آمد و كارخانه هاي فراواني ساخته شدند و مردم با جديت و پشتكار رو به سوي علم و دانش آوردند و مردانه كشور خود را دگرگون كردند. ژاپن قرن 21 با ژاپن باستان بسيار فرق دارد؛ شخصيت ژاپني قرن 21 مركب است از نشاط و نخوت فرانسوي، شهامت و احتياط انگليسي، گرمي وهنردوستي ايتاليايي، پشتكار و كاسب كاري آمريكايي و حساسيت و زيركي يهودي. ما ايرانيان هم بايد تاريخ ژاپن را بخوانيم و ببينيم چه عواملي باعث موفقيت و مطرح شدن ژاپن در جهان شد.    

+ نوشته شده در  جمعه 17 اردیبهشت1389ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

مجموعه کامل نینجوتسو

طی تماس های مکرر و درخواست همرزمان و دوستان تمامی کلیپ ها و محتویات دانلودی سایت مرکزی نین جوتسو نینجا در یک DVD برای دریافت عموم علاقمندان آماده شد
در ادامه می توانید محتویات و نحوه تهیه این محصول را مشاهده نمایید..

 

 

 محتوای این DVD شامل :

کلیپ تصویری :
بیش از 120 کلیپ تصویری آموزشی ، نمایشی ، سلاح و ... (که همه ی آنها در سایت مرکزی درج شده اند )

6مستند :

فنون شرقی ، مستند نین جوتسو فرانسوی با زیرنویس فارسی ، هنرنمایی سنسی قادری ، شبکه نینجا ، مستند Sho Kosogi ( شامل آموزش دفاع شخصی و ..) ، معرفی سلاح و فنون توسط استاد فرجی

موزیک نینجا :

نین جوتسو هنر حرکت پنهان (کاری از همرزمان ایران)
Ninja Magic Speed of Ninja
Courtney Melody Ninja Mi Ninja
Ninja Gaiden ThemeOverclocked - Ninja Gaiden 2

آلبوم تصاویر:

بیش از 1000 تصویر در موضوعات مختلف نینجا که در گالری تصاویر سایت مرکزی موجود بود

۲۴۰۳۸۹۰
برای سفارش  به قسمت ثبت نظر رفته و درخواست خود را مطرح کنید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اردیبهشت1389ساعت 19  توسط محمد صفری  | 

شوگان سگی

توکوگاوا سونایوشی به عنوان پنجمین شوگان در ژاپن حکمرانی می کرده است .وی در سال 1646 به دنیا آمد و در سال 1680 به عنوان فرمانده انتخاب شد.او عقاید بسیار عجیبی داشت زمانی که به حکمرانی رسید کار کرددن زنان و فروش هر گونه اجناس گران و کم یاب از جمله پارچه های مرغوب را ممنوع کرد همین عامل باعث شد میزان قاچاق به چندین برابر قبل برسد .از دیگر عقاید

عجیب وی علاقه اش به حیوانات و خصوصا سگها اشاره کرد وی قوانین سختی برای برخورد با حیوانات گذاشت و حتی یکبار مردی را به دلیل آسیب زدن به یک سگ اعدام کرد.وی یکبار بیش از 50000 سگ رابه مرکز پایتخت یعنی(Edo) فرستاد و با اینکه بوی بد این سگها و مزاحمتشان همه مردم را کلافه کرده بود به آنها ماهی و برنج داد در حالی که پول این غذاها از مردم عادی گرفته شده بود و خود آنها در مضیقه بودند به خاطر همین قوانین بعدها به شوگان سگی معروف شد.گفته می شود سونایوشی کمی کند ذهن بوده و و دلیل کارهای عجیب وی همین مساله بوده است.البته باید توجه داشت وی به خاطر ترس از پدرش به مدرسه نظامی فرستاده نشد و به جای اینکه همانند یک شاه دلیر بار بیاید ، همانند یک شاهزاده زندگی کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اسفند1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

موراماسا کیست؟؟؟


 

موراماسا یکی از معروفترین شمشیر سازهای تاریخ ژاپن است که حتی مدرسه ای به نام خودش تاسیس کرد و در آن نحوه درست کردن کاتانا (شمشیرهایی که به شمشیر ژاپنی معروف است) را به کارآموزان یاد می داد.شمشیرهای موراماسا بسیار معروف بود و بسیاری اعتقاد داشتند این شمشیرها نفرین شده هستند و صاحب آن بعد از مدتی به قاتلی تبدیل شده یا خودکشی می کند و زمانی که این شمشیر از غلاف کشیده شود تا خونی را نریزد به غلاف خود برنمی گردد.

در زمان شوگان اول یعنی توکوگاوا لیوسو  (Tokugawa Leyasu) شمشیرهای موراماسا ممنوع شد گفته می شود لیوسو بسیاری از آشنایان و نزدیکان توسط شمشیرهای ساخت موراماسا از دست داده و خود وی نیز زخم بزرگی بر اثر برخورد این نوع شمشیر برداشته است.نینجا ساساکه سوکووا از کسانی بوده که از شمشیرهای موراماسا استفاده می کرده و علت شانس خود در ماموریتهایش را این شمشیر میدانسته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اسفند1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

بوشی­دو؛ مرام­نامه نانوشته جنگاوران سامورایی

بوشی­دو[۱] به معنی آیین سلحشوران است و به باورها، اصول زندگی و مرام­نامه نانوشته جنگاوران سامورای گفته می­‌شود.
این آئین مبتنی بر خدمت به ارباب است و بی‌­­شباهت به شوالیه‌­گری در اروپای قرون وسطی نیست. بوشی­دو ریشه در اعماق غبارآلود تاریخ ژاپن دارد و در طی قرون متمادی جنگاوری و نظامی­‌گری در ژاپن به تدریج تکامل یافته است.

سید آیت حسینی- کارشناس و مدرس زبان ژاپنی در دانشگاه تهران:
در کوجی­کی[۲]، کهن­‌ترین کتاب بازمانده به زبان ژاپنی، متنی هم به شرح زندگانی یاماتو تاکه‌­رو[۳]، پسر امپراتور کِی­‌کو[۴]اختصاص یافته است. این متن از تاکه­‌رو تصویر یک جنگ­جوی آرمانی را به دست می‌­دهد که کاملاً جّدی و وفادار است، دشمنان پدر خود را «مانند هندوانه» تکه­‌تکه می­‌کند و بسیار سرسخت اما بااحساس است که این ویژگی­‌ها در سوگواری او بر سرزمین­‌های از دست رفته و همسران درگذشته­‌اش و نیز تمایل­اش برای نبردِ یک­‌تنه با دشمن آشکار می­‌شود.

مهم­‌ترین نکته اینکه، تصویری که کوجی­کی از او ترسیم می­‌کند نماد هم­‌آهنگی آرمانی بین شاعری و جنگاوری است که از ویژگی­‌های منحصر­به­‌فرد فرهنگ ژاپنی به شمار می­‌آید.

از دیگر آثار اولیه‌­ای که به مفهوم جنگاور آرمانی ژاپنی پرداخته­‌اند می­‌توان به شوکو نیهون­‌گی[۵]، از کتب قدیمی تاریخ ژاپن اشاره کرد که ظاهراً کلمه «بوشی» برای نخستین  بار در آن کتاب به کار رفته و به شاعر-جنگ­جوی فرهیخته دلالت می­‌کند.

کلمه «سابورای» از فعل «سابورافو[۶]»  به معنی «در خدمت یا ملازم کسی بودن» نخستین بار در کوکین­شو[۷]، اولین مجموعه شعر سلطنتی ژاپن آمده است. در قرن دوازدهم “سامورای”[۸]  با “بوشی” هم­‌معنا شده بود و برای اشاره به طبقات متوسط و بالای سربازان به کار می­‌رفت.

بستر تاریخی

از قرن دهم تا قرن شانزدهم ژاپن درگیر جنگ‌­های خونین داخلی است و وسعت دامنه جنگ­‌ها منجر به رشد و گسترش فنون و راهبردهای نظامی وهنرهای رزمی می­‌گردد.

بوشی­دو هم در همین سال‌­ها کامل­‌تر و غنی‌تر می­‌شود. در سال ۱۱۸۵ جنگ­‌های طولانی میان دو خاندان بزرگ میناموتو[۹] و تایرا[۱۰]، سرانجام با پیروزی میناموتو به پایان می­‌رسد و میناموتو یوری­تومو[۱۱]، بزرگ این خاندان قدرت واقعی کشور را که تا آن زمان در دستان امپراتور بود به دست می­‌گیرد و خود را شوگون[۱۲] به معنی ژنرال می­‌خواند و بدین ترتیب دوران موسوم به کاماکورا[۱۳] در تاریخ ژاپن آغاز می­‌گردد. رسم حکومت شوگون­‌ها بر ژاپن تا نزدیکی قرن بیستم و انقلاب می­جی[۱۴] ادامه یافت.

از سال ۱۳۳۳ تا سال ۱۵۷۳ را به علت اقامت شوگون­‌های این عصر در منطقه موروماچی[۱۵] دوران موروماچی می­‌نامند. در این دوران ژاپن به ایالات مستقلی تقسیم شده بود که پیوسته با یکدیگر درگیر جنگ بودند. در نتیجه تقاضا برای به خدمت گرفتن سامورای در این دوره همواره زیاد بود.

بسیاری از سامورای­‌ها در این دوران در فاصله بین جنگ­‌ها در مزارع به کار کشاورزی می­‌پرداختند. داستان اغلب فیلم­‌های سامورایی به ویژه فیلم­‌های کوروساوا[۱۶] در این دوران اتفاق می­‌افتد.

از سال ۱۵۷۳ تا سال ۱۶۰۳ (دوران آزوچی-مومویاما[۱۷]) زندگی سامورای­‌ها دچار تحول می­‌شود. تویوتومی هیده­‌یوشی[۱۸]، شوگونی که توانست ژاپن را دوباره پس از سال­‌ها زیر یک پرچم متحد کند، سامورای­‌ها را مجبور می­‌کند از میان کار در مزرعه و جنگاوری یکی را برای همیشه برگزینند. ونیز اجازه حمل سلاح را تنها به سامورای­‌ها اختصاص می­‌دهد. این قوانین به شکل سنت تا پایان کار سامورای­‌ها جاری بود.

فاصله بین سال­‌های ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸، دوران حکومت شوگون­‌های خاندان توکوگاوا[۱۹] بر ژاپن است. در این دوران امپراتور در کیوتو زندگی می­‌کند اما در عمل کشور را شوگون که در اِدو[۲۰] (توکیوی امروزی) ساکن است اداره می­‌کند. کشور به مناطق کوچکی تقسیم شده که هر منطقه را حکم­رانِ برگزیده شوگون می­‌گرداند و هر حکم­ران تعداد زیادی سامورای در اختیار دارد که مأمور اجرای قوانین و برقراری نظم­‌اند. سامورای­‌ها وادار می­‌شوند در دژ­ها زندگی کنند و ماهیانه مقداری برنج به عنوان دست­مزد دریافت می­‌کنند.

از سال  ۱۸۶۸ امپراتور می­جی به حکومت می­‌رسد و دوران جدیدی در تاریخ ژاپن آغاز می­‌شود.

در این دورانِ پرکشمکش شوگون از قدرت خلع می­‌شود و امپراتور پس از قرن­‌ها دوباره بر مسند قدرت می­‌نشیند وتا بمباران اتمی هیروشیما رهبر واقعی کشور باقی می­‌ماند.

در دوره می­جی روابط با کشورهای خارجی رونق می­‌گیرد و نهضت ترجمه در تمامی زمینه‌ها آغاز می­‌شود. در چنین دورانی وجود سامورای­‌ها خطری برای امنیت کشور و مانعی بر سر راه پیشرفت ملت تشخیص داده می­‌شود و دولت به مبارزه با آنان برمی­‌خیزد. مبارزه­‌ای خونین برای هر دو طرف که سال­‌ها به طول می­‌انجامد.

سرانجام دولت ابتدا حمل سلاح و بعدها تراشیدن موی سر به شیوه سامورای­‌ها را ممنوع می­‌کند و بدین ترتیب سامورای­‌ها نیز به مرور به کارهای دیگری روی می­‌آورند.

بوشیدو یا آئین سلحشوری هرچند با از بین رفتن سامورای­‌ها از رونق افتاد اما هرگز فراموش نشده­‌است. امروز در سراسر جهان کسانی که هنرهای رزمی ژاپن را می­‌آموزند اصول بوشیدو را به عنوان اخلاق ورزشی یاد می­‌گیرند.

سپّوکو

سامورای­‌ها چنانچه در جنگ مغلوب می­‌شدند و به دست دشمن می­‌افتادند یا به هر طریق شرافت­شان لکه­‌دار می­‌شد اجازه داشتند با انجام سپّوکو[۲۱] یا هاراکیری [۲۲] به زندگی خود پایان دهند.

سپوکو خودکشی با خنجر بود بدین ترتیب که سامورای با دریدن شکم خود به زندگی­‌اش پایان می­‌داد و با این کار از ننگ و بدنامی رهایی می­‌یافت. مشاهیر بسیاری در تاریخ ژاپن با انجام سپّوکو به حیات خویش پایان داده­‌اند.

فضیلت­های بوشی­دو

بوشی­دو را متشکل از هفت فضیلت می­‌دانند که هر جنگاوری باید در کسب و به نمایش گذاشتن آن­ها بکوشد. هفت فضیلت بوشی­دو، آن­‌گونه که آنها را به جنگاوران می­‌آموختند از این قراراند:
۱-                  義 – GI : درست‌کاری. با تمام مردم به واقع درست‌کار باش. به عدالت ایمان داشته باش و در طلب آن باش اما نه از سوی دیگران بلکه از جانب خودت. برای سلحشور حقیقی در مسأله عدالت و حقیقت هیچ حالت بینابینی وجود ندارد. همه چیز یا درست است یا غلط.

۲-                  礼 – REI : احترام. سلحشوران هرگز به کسی ظلم یا بی­‌احترامی نمی­‌کنند و نیازی به اثبات قدرت‌شان ندارند. سلحشور حقیقی حتی در برابر دشمنانش نیز فروتن است. بدون نشان دادن ادب و احترام ما چیزی بیش از جانوران نیستیم.

۳-                  勇 – YU : شجاعت. در میان انبوه مردمی که جرأت انجام کاری ندارند به پا خیز. سر فروکشیدن مانند لاکپشت زندگی نیست. سلحشوری را شجاعت پهلوانانه لازم است. دنیای سلحشوری دنیای خطیر و مهلکی است. شجاعت پهلوانانه کورکورانه نیست بلکه هشیارانه و قدرتمندانه است.

۴-                  名誉 –MEIYOU  : عزت نفس. سلحشور حقیقی تنها یک قاضی برای غرور و عزت نفسش دارد و آن خود اوست. تصمیماتی که می­‌گیری و چگونگی اجرای آنها بازتاب «خود» واقعی توست. هرگز نمی­‌توان از دیدگان خود پنهان شد.

۵-                  仁 – JIN : نیک‌­خواهی. سلحشوران در اثر تمرینات مداوم چابک و قوی می­‌شوند اما هرگز مانند دیگران نیستند زیرا قدرتی را در خود می­‌پرورانند که به سود همگان به کار خواهد رفت. سلحشور شفیق و مهربان است و از هر فرصتی برای خدمت به هم­‌نوع بهره می­‌برد و چنان‌چه فرصتی نیابد در صدد ایجاد آن برمی­‌آید.

۶-                  誠 – MAKOTO : وفای به عهد. زمانی که سلحشوری کاری به عهده می­‌گیرد می­‌توان آن کار را انجام شده دانست. هیچ چیز مانع او برای انجام کاری که به عهده گرفته‌است نخواهد شد. او نیازی به سوگند خوردن یا پیمان بستن ندارد.

۷-                  忠 – CHUU : وظیفه­‌شناسی. سلحشور وظیفه­‌ای را که به او محول می­‌شود پاره­‌ای از خویش احساس می­‌کند و خود را در مقابل آن و تمامی پیامدهایش مسئول می­‌داند. در مقابل مافوق بی­‌اندازه وظیفه­‌شناس و در مقابل افراد تحت فرمانش مسئولیت‌پذیر است.

بوشی­دو و ادیان و مکاتب فکری ژاپن

پاسخ به این سؤال که ژاپنی­‌ها چه دینی دارند همیشه دشوار و بحث­‌برانگیز است. بیشتر ژاپنی­‌ها ادیان و فلسفه­‌ها و مکاتب فکری وارد شده به سرزمین­‌شان را در هم آمیخته­‌اند و آیین بدیعی خلق کرده­‌اند.

شین­تو[۲۳] دین بومی و باستانی ژاپن که مبتنی بر پرستش امپراتور، ارواح نیاکان و جزایر ژاپن است، بودیسم دینی متولد هند که در قرن چهارم از طریق چین و کره وارد ژاپن شد، دائوییسم[۲۴] و آئین کنفسیوس[۲۵] مکاتب فکری باستانی چینی، ذن شاخه­‌ای از دین بودا که در قرن سیزدهم وارد ژاپن شد و به سرعت در آنجا پا گرفت و عهده­‌دار نقش مهمی در فرهنگ ژاپنی شد و بعدها تا حدی مسیحیت همگی گوشه­‌ای از فرهنگ مردم ژاپن راشکل داده­‌اند.

بوشی­دو از درون بودیسم، ذن، شین­تو و آئین کنفسیوس به وجود آمد. ترکیب این مکاتب فکری مجموعه فضایلی را به وجود آورد که به بوشی­دو یا آئین سلحشوران مشهور است.

بوشی­دو از بودیسم نگاهش به «خطر» و «مرگ» را وام گرفت. سامورای از مرگ نمی­‌هراسد زیرا همان­‌گونه که از بودیسم آموخته انسان­‌ها پس از مرگ مشمول تناسخ می­‌شوند و ممکن است که در همین جهان در قالب دیگری مجدداً متولد شوند.

از طریق ذن می­‌توان به آزادی نهایی از قیود فکری رسید. مراقبه در این آئین، رهروان را با کمک تمرکز به سطحی از فکر می­‌رساند که کلمات قادر به توصیف آن نیستند. ذن به پیروانش درس خودشناسی می­‌دهد و به آنها می­‌آموزد هرگز خود را محدود نکنند.

سامورای­‌ها از ذن و مراقبه به عنوان وسیله­‌ای برای بیرون راندن ترس و بی­‌ثباتی از خود و در نهایت حذف اشتباهات‌شان بهره می­‌بردند. ضعف­‌هایی که هریک می­‌توانند منجر به مرگ جنگ­جو شوند.

شین­تو دین باستانی ژاپن وفاداری و میهن­‌پرستی خود را به بوشی­دو داده‌است. شین­تو شامل پرستش نیاکان است و خانواده سلطنتی را سرچشمه تمام ملت می­پندارد و برای امپراتور احترامی ایزدگونه قائل است و او را تجسم خدایان بر روی زمین می­‌داند. پس سامورای خود را با تمام وجود وقف امپراتور و نمایندگان او و سامورای­‌های مافوق می­‌کند. دین شین­تو همیشه ستون اصلی وطن­‌پرستی در ژاپن بوده‌است. در اعتقاد پیروان این دین جزایر ژاپن تنها جایی برای برآورده کردن نیازهای آنها نیست بلکه مسکن مقدس خدایان است.

آئین کنفسیوس روابط بین انسان‌ها و اخلاق اجتماعی خود را به بوشی­دو داده‌است. این آئین به تبیین پنج رابطه اخلاقی همت گماشته‌است. روابط بین ارباب و خادم، پدر و پسر، زن و شوهر، برادر بزرگ با برادر کوچک و دوست با دوست.

هرچند سامورای­ها با برخی از نوشته­‌های کنفسیوس مخالف بودند و اعتقاد داشتند انسان نباید تمام عمرش را صرف کتاب خواندن و شعر گفتن کند، اما نظام اخلاقی و روابط اجتماعی­‌شان به شدت متأثر از آئین کنفسیوس است.

بوشی­دو روش بدیعی برای زندگی خلق کرد و غذای روح ملتی را در طی سالیان طولانی جنگ‌­های داخلی و مصیبت و ناامیدی به وسیله آموزش­‌های خود تأمین کرد.

پای‌نوشت:

  • [۱] “Bushi” به معنی سرباز و جنگاور و”  Dou” به معنی طریق و آئین است.
  • [۲] Kojiki نوشته شده به سال ۷۱۲ میلادی.
  • Yamato Takeru[3]
  • Keikou [4] امپراتور افسانه‌­ای ژاپن.
  • Shoku Nihongi [5] نوشته شده به سال ۷۹۷ میلادی.
  • Saburafu[6]
  • The Kokinshuu[7]  متعلق به اوایل قرن دهم میلادی.
  • [۸]  تبدیل “saburai” به “samurai” در اثر اعمال یک قاعده آوایی تاریخی در زبان ژاپنی صورت گرفته است.
  • Minamoto[9]
  • Taira[10]
  • Minamoto Yoritomo[11]
  • Shougun[12]
  • Kamakura Period[13]
  • Meiji[14]
  • Muromachi Period[15]
  • Akira Kurosawa[16] مشهورترین فیلم‌­ساز ژاپنی در خارج از این کشور.
  • Azuchi-Momoyama[17]
  • Toyotomi Hideyoshi[18](1537-1598)
  • Tokugawa[19]
  • Edo[20]
  • Seppuku[21] وام­‌واژه­‌ای از زبان چینی به معنی شکم­‌دری.
  • Harakiri[22] کلمه­‌ای ژاپنی. “hara” به معنای شکم  و فعل “kiru” به معنای دریدن و پاره کردن. “سپّوکو” نسبت به «هاراکیری» کلمه رسمی­‌تری است.
  • Shintou[23] “shin” به معنی خدا و “tou” به معنی طریق و آیین.
  • Daoism[24]
  • Confucianism[25]

برخی از منابعی که در نوشتن این یادداشت استفاده کرده‌­ام:

http://www.sacred-texts.com/shi/bsd/ Bushido: The Soul of Japan:
http://en.wikipedia.org/wiki/BushidoBushido:
http://mcel.pacificu.edu/as/students/bushido/bsamurai.html Bushido: Samurai:
http://www.amfedjujitsu.com/warrior’s_code.htm Warrior’s Code :
http://www.bigbearacademy.com/bushido-code.html Samurai Bushido Code :
http://www.swwkokondo.com/id7.htmlSeven Seven Codes of Bushido :
http://library.thinkquest.org/05aug/00715/page2.html The Bushido Code:
http://www.japan-guide.com/e/e2127.html Samurai :
http://www.orientaloutpost.com/bushido_code_of_the_samurai.php : و محلی برای خریدن وال­پیپر­های عناوین فضیلت­های بوشی­دو، با خوشنویسی ژاپنی

نقل از سایت http://japanstudies.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 بهمن1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

کاتانا...

کاتانا (یا کِتانا) نام یک نوع شمشیرژاپنی است که از قرن 13 مورد استفاده سامورایی های ژاپن بوده‌است. لغت «کتانا» در زبان ژاپنی باستان به معنی شمشیر است.

از ویژگیهای بارز کتانا شکل زیبای آن و استحکام خارق العاده‌اش است. در طول تاریخ شکل آن تغیرات مختصری یافته ولی اصول پایه آن همچنان بدون تغیر مانده‌است. از جمله ویژگی‌های کتانا می‌توان به شکل منحنی تیغه آن اشاره کرد. همچنین یک طرف شمشیر (لبه داخلی آن) بسیار تیز است و اصولا قسمت عقب سطح شمشیر از قسمت تیز و برنده آن کلفت‌تر است.
کتانا اصولا برای بریدن اجزا بدن طراحی شده تا زخمی کردن دشمن، به همین دلیل هر تیغه آن به شکل خاصی طراحی شده‌است تا قدرت برندگی آن هر چه بیشتر اثرگذار باشد.
تقسیم بندی شمشیرهای ژاپنی

مشیرهای ژاپنی اصولا بر چهار پایه طبقه بندی و تقسیم می‌شوند

تقسیم بندی بر پایه اندازه تیغه آن


تمام شمشیرهای ژاپنی بر این پایه تولید می‌شوند. چیزی که شمشیرهای ژاپنی را از یکدیگر متمایز می‌کند طول تیغه آن است. شمشیرهای ژاپنی با واحد شکو (Shaku) اندازه‌گیری می‌شوند. (۱ شکو = تقریباً برابر است با ۳۰٫۳ سانتی متر و یا ۱۱٫۹۳ اینچ) همچنین برای دقت بیشتر هر «سان», «بو» و «رین» (به ترتیب برابر با یک دهم, یک صدم و یک هزارم شکو) مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال     

    • تیغه کمتر از یک شکو (۳۰ سانتی متر) یک تانتو (خنجر) نامیده می‌شود.
    • تیغه بزرگ‌تر بین یک تا دو شکو (یعنی بین ۳۱ تا ۶۱ سانتی متر) شوتو (شمشیر کوتاه) نامیده می‌شود. معروف‌ترین انواع شوتو شمشیرهای واکیزاشی و کوداچی هستند.
    • تیغه بلندتر از دو شکو (۶۱ سانتی متر) دایتو (شمشیر دراز) نامیده می‌شود. شمشیرهای کتانا در این بخش قرار می‌گیرند که متداول‌ترین نوع شمشیر ژاپنی هستند.
    • تیغه بلندتر از سه شکو (۹۰ سانتی متر) آداچی و یا نوداچی خوانده می‌شوند. اینگونه شمشیرها کاربرد کمتی دارند و استفاده چندانی ندارند
تقسیم بندی بر پایه نوع سبک رزمی مدرسه سامورایی و استان سازنده آن

از نوع شمشیر ژاپنی، می‌توان به محل ساخت و مدرسه سامورائی که شمشیر در آن ساخته شده‌است پی برد.

در واقع هر شش مدرسه معروف و صاحب سبک سامورائی، یعنی مدرسه سوشو، مدرسه باماتو، مدرسه بیزن، باماشیرو، مینو و واکیمونو که هر کدام در استان‌هایی به همین نام متمرکز بودند، به خاطر خواص منحصر بفرد شمشیرهای خود مشهور بودند. برای مثال شمشیرهایی که در استان مینو ساخته می‌شدند به خاطر قدرت بسیار بالای برندگی و یا شمشیرهای استان یاماتو به خاطر خسته نشدن دست و سبکی شمشیر معروف بودند.
همچنین هر یک از این مدارس امضاء مخصوص مدرسه خود را بر روی شمشیرهایشان حک می‌کردند.


تقسیم بندی بر پایه سیر و زمان ساخت آن

    • تا قبل از سال ۹۷۸ میلادی: در این سال‌ها شمشیرهای «چوکاتو» و یا «جوکوتو» که دارای تیغه‌ای صاف و شکل‌های غیرمعمول و عجیب بودند، رواج بسیار داشتند.
    • از ۹۷۸ تا ۱۵۹۷ میلادی: در این سال‌ها شمشیرهای موسوم به «کوتو» متداول گشت. در این دوره تاریخی هنر شمشیرسازی ژاپن به شکوفایی قابل توجهی رسید. گونه‌های اولیه «کوتو» شکل‌های نامناسبی داشتند، به طوری که دسته‌های شمشیر شکلی منحنی‌وار داشت. این شمشیرها همچنین در ابتدا در دست کمی سنگین بودند ولی بعدها اشکالاتشان بهبود قابل توجهی یافت و تغییراتی اساسی در شکل کوتوها ایجاد شد.
    • از ۱۵۹۷ تا ۱۷۶۰ میلادی: در این سال‌ها شمشیرهای موسوم به «شینتو» که به زبان ژاپنی به معنای «شمشیر جدید» بود متداول گشت. اما از لحاظ کیفیت، این شمشیرها در مقام پایین‌تری نسبت به شمشیرهای «کوتو» قرار داشتند و سامورایی‌های متمول همچنان از شمشیرهای «کوتو» استفاده می‌کردند.
    • از ۱۷۶۰ تا ۱۸۷۶ میلادی: در این سال‌ها نوع جدید و بهبود یافته شمشیرهای «کوتو» طراحی و ساخته‌شد که اصولا «شین شینتو» یا «شمشیرهای جدید جدید» نام گرفتند. این شمشیرها از شمشیرهای «شینتو» کیفیتی بالاتر داشتند اما همچنان شمشیرهای «کوتو» حرف اول را می‌زدند.
    • از ۱۸۷۶ تا امروز: بعد از وضع قانون هایتوره ای که حمل سلاح و شمشیر در میادین شهر را ممنوع می‌کرد, تیغه‌هایی که به صورت کارخانه‌ای ساخته می‌شدند را به صورتی استهزاء آمیز «گانتو» نامیدند. «گانتو»ها که بیشتر به شمشیرهای سواره نظام کشورهای فرانسه و انگلیس شبیهه بودند تا کتاناها (اگر چه «گانتو»ها شکل شمشیرهای کتانا را نیز تا حد زیادی حفظ می‌کردند) اندازه‌ای کوتاه‌تر از شمشیرهای «شینتو» و «شین شینتو» داشتند.


تقسیم بندی بر پایه نوع حمل و پوشش آن


نام چند تن از معروف‌ترین سازندگان کتانا

ماسامونه
هاتوری هانزو
موروماسا
آماکونی
مونه چیکا

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 بهمن1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

یاری پارت اول و دوم

یاری را میتوان نوعی نیزه ی ویژه ی ژاپنی با تیغه مستقیم دانست.به کاربرد حرفه ای یاری sojutsu 'گفته میشود.یک یاری میتواند به درازای یک متر تا حتی بیشتر از شش متر باشد.درازترین شکل آن با نام omi no yariوکوچکترین آن با نام mochi yari  یا tae yari  شناخته میشود.بلند ترین آن بوسیله نوعی پیاده نظام ژاپنی که به ashigaru معروف بودند استفاده میشد درحالیکه سامورایی ها از نوع کوتاهتر آن استفاده میکردند.

                     

اجزای یاری

قسمت نوک آن بوسیله یک تیغه که از چند سانتیمتر تا90cm (برای نوع بلندتر آن) متغیر است قرار دارد.

تیغه ها را از همان نوع فولادی میسازند که معمولا در شمشیر و نوک پیکان سامورایی ها بکار مبرود وبسیار با دوام است.زبانه آن نیز که در دسته جای میگیرد فلز زرد رنگی است که میتوان گفت هیچگاه خم نشده و نمیشکند.

دسته((nakae که در طول وپهنای متفاوتی میتوان مشاهده کرد از چوب سخت پوشیده شده با بامبو لاک خورده ساخته شده که به اشکال بیضی ,گرد تا چند ضلعی صلیبی وجود دارد.

ته آن بوسیله ته پوش فلزی که از سیم پیچ یا روکش فلزی است پوشیده شده که به آن ishizuki گفته میشود.دسته یاری اغلب با فلز منبت کاری شده ویا حلقه های ساخته شده ازسیم های طلا و اتصالات کوچک برنجی, لاک, پولکها و فلسها تزئین میشود.

البته واضح استکه در نوع نینجایی آن کمترمیتوان چنین تزئیناتی را مشاهده کرد.

      

 

                            

تاریخچه

بنظر میرسد یاری از نوعی نیزه چینی بر گرفته شده است این سلاح تا قرن 13م ژاپن زیاد رایج نبود. یاری درجنگهای اصلی بوشی های ژاپن سلاح متعارفی نبود بلکه بیشتر در جنگهای تن به تن و پشت اسب بکار برده میشد.تا اینکه درطی تاخت وتازمغولان به ژاپن در سالهای 1274 و1281 م شیوه ی جنگاوری واسلحه سازی ژاپنی ها  تا حدودی تغییر کرد.مغول ها از پیاده نظام چینی و کره ایی بهره میبردند که مجهز به نیزه های بلند بودند وبصورت منظم و مستحکم آرایش میگرفتند(مانند فالانژهای یونانی).این آرایش برای دفع حمله سواره نظام مفید بود.                           

اسلحه های بلند(مانند ناجیناتا و یاری) کارایی بیشتری درجنگ های گروهی لشگری نسبت به شمشیر دارند چرا که شمشیر معمولا بعد از نبرد با نیزه و درمواقع اظطراری بکار میرود.این جنگها بیشتر در دوره موروماچی رواج داشت. بعدها این رسته کمکم جای خود را به رسته تفنگداران دادند.دردوره ادو استفاده از یاری به سمت مطرود شدن میرفت و بیشتر در درگیری کوچک محلی ویا بوسیله نینجاها استفاده میشد.بعد ها در دوره صلح نیز شمشیر سازان ژاپنی هنوز به ساخت آن میپرداختند وبیشتربصورت تشریفاتی بکارمیرفت.

 ۲

اشکال مختلف یاری را میتوان با شکل تیغه آن متمایز کرد.رایجترین شکل یاری با تیغه صاف و دولبه خنجر مانند است.این نوع یاری قابلیت برشی همانند خنجر دو لبه را دارد و به راحتی در بدن دشمن فرو می رود همچنین تیغه دو طرفه ی آنرا میتوان مانند دشنه تیز کرد.یاری را میتوان در اشکال متفاوتی از kama yari(داسی شکل)با تیغه اضافه افقی گرفته تا ساده ترین نوع آن(su-yari) که تیغه ای صاف دارد دسته بندی کرد.حتی انواعی از آن که دارای قسمتی صلیبی شکل است.که صلیبی شکل آنرا sankaku yari ونوعی با سر نیزه ی لوزی که به آنrio-shinogi yariمیگویند.

     

انواع یاری را تقریبا میتوان در گروهای زیر جای داد:

Sankaku-yar 三角槍(نیزه سه گوش)نیزه ی درازی با سطح مقطع سه گوش می باشد.این نوع یاری لبه ای برای بریدن ندارد بلکه فقط قسمت نوک تیزی در سر آن دارد.این یاری معمولا برای سوراخ کردن زره فلزی بکار میرود.نوعی که بیشتر مورد استفاده آشیگاروها بود.

Kikuchi yari菊池槍:از نادرترین اشکال یاری است شکلی مانند ناجیناتای مستقیم دارد از قابلیت های آن نفوذ و برش است.

Yajiri nari yari鏃形槍:نیزه ای با سر پهن بیل شکل معمولا با دو حفره درون آن.

Magari yari 曲槍:یاری با یک تیغه دو لبه که دو تیغه خمیده بصورت صلیبی بدان متصل است.برای دفاع و حمله بسیار مناسب است.نیزه هاتوری نوع بر عکس آن است.

Kama yari鎌槍:نیزه ای با سر داسی شکل.مناسب برای درو پای اسب ودشمن زره پوش.

Tsuki nari yari 月形槍):یاری است که سر آن مانند هلال ماه است.برای دفاع کردن و دور نگه داشتن دشمن مناسب است.

Kagi yari 鉤槍:یاری با سر چنگک مانند یا سر کج که معمولا برای گرفتن سلاح دشمن همچنین پایین کشیدن سوارکار استفاده میشده.

Bishamon yari:مانند ناجیناتا ولی با تیغه پهنی که پشت آن دندانه دار و دارای محافظ است.                                                                                                   

              

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 بهمن1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

او کـــــــــــــیــــــــــــســــــــــــــت ؟ ؟ ؟

 

به راستی او کسیت که :

هیچ یک از بوکسور ها،جودوکارها،آکیدو کارها،کشتی گیرها،وینگ چونگ کارها،سامورایی ها و غیره ی رزمی کارها نتوانستند در مقابل او بیشتر از چند ثانیه دوام بیاورند ؟ ؟ ؟

او همه را به طرز عجیبی شکست میدهد.!

اما با این حال او هرگز درگیر نمیشود.!

او خیلی سریع است.(حتی در دویدن و فرار کردن)

به طوری که در چند لحظه به طرز عجیبی مهو میشود.

او طبیعت را به مانند خانه اش می داند به طوری که هرگاه

اراده کند میتواند جزوی از طبیعت! شود 

هیچ کس از کارها و اعمال او سر در نمی آورد 

او یک استاد است|در همه کار . . .

او قادر به سم ساختن و حتی به راه انداختن دود و آتشی مرگبار است .

اوبه نهوی درآب شنا میکند که هیچکس صدایش را نمیشنود.

استاد صعود هر قله است .!.

هیچ دری در مقابلش بسته نمیماند.!.

در شمشیر زنی نیز خیلی ماهر است!

بطوری که اگر شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد،حریفانش را برای همیشه ساکت میکند.!.

استاد تغییر قیافه و صدا می باشد.!.

او خیلی آرام وهمیشه آماده است.!.وهمیشه درکارهایش حساب شده کارمیکند.

از هیچ چیز نمی ترسد و این یکی از عوامل موفقیت اوست.

هیچ کس نمی تواند او را فریب دهد چون بسیار تیز و عاقل است . . .

 

 

بـــــــه راســــتــــی او کــــیــــســــــت ؟

 

او کسی نیست به جز نینجای همیشه قهرمان ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 17  توسط محمد صفری  | 

فلسفه در نینجوتسو

فلسفه در نینجوتسو

بشر در جهت دفاع يا تهاجم همواره در صدد دستيابي به سلاح هاي پر قدرت و موثر بوده است اما در بسياري از مواقع اين واقعيت فراموش شده است.

ميگويند يك سامورايي در ابتدا تلاش مي كند تا به يك كاتاناي مطمئن,مرغوب و ارزشمند دست يابد,سپس سعي در آموختن فنون شمشير زني ميكند تا جايي كه ديگر هنگام نبرد ديگر نميتوان تمايزي بين سامورايي و شمشير قائل شد,شمشير همان جنگجو و جنگجو همان شمشير است بعد از اين مرحله كه مردان كمي به آن دست يافتند,شخص به چنان دركي ميرسد كه خود به اسلحه تبديل شده و براي مبارزه ديگر نيازي به شمشير,نيزه و...ندارد.

نينجوتسو گذشته از اينكه عنواني براي هنر رزمي جنگجويان نينجاست,نوعي سلوك براي دست يافتن به توانايي هاي فراموش شده ي جسم و روح جنگجو است. هدف اصلي آموزه هاي نينجوتسو ياد آوري اين واقعيت است كه فنون مبارزه در غريزه ي هر انساني وجود دارد,اما بسياري اين واقعيت را فراموش كرده اند,اگر اين غريزه بيدار شود هر شخصي به چنان مهارتي دست مي يابد كه ديگر بود و نبود سلاح برايش اهميتي نداردانسان خود تبديل به اسلحه ميشود,اما نكته اي نيز قابل ياد آد آوري است كه اساتيد به نام اكثر هنر هاي رزمي به اين حقيقت معترفند كه بعد از رسيدن انسان به سطحي كه انسان به اسلحه تبديل مي گردد,بينشي متولد مي شود كه طي آن انسان ديگر براي كسب پيروزي حتي نيازي به مبارزه ندارد,روح چونان گسترده و بيكران ميشود كه هر نوع ستيزه جويي در آن به راحتي حل شده و از بين ميرود.

بسياري معتقدند كه نينجوتسو بر اساس بازيهاي كودكانه شكل گرفته است,اگر بازي كودكان را مدتي بررسي نماييد خواهيد ديد كه آنها ميدوند,بر روي موانع تعادل خود را حفظ ميكنند,لگد ميزنند, از درخت وديوار بالا ميروند بدون اينكه استادي اين مهارت ها رابه آنها آموخته باشد, همه اين اعمال بدون دخالت فكر وانديشه وتنها به مدد غريزه انجام ميگردد,درهر كودكي مهارت استتار و پنهان شدن وجود دارد,اين قضيه را والديني كه ساعتها به دنبال كودك خود گشته وعاقبت انها را درگوشه ي كمد يافته اند درك كرده و به آن معترفند. نينجوتسو سعي ميكند اين غريزه ي اصيل را در جنگجو بيدار كند.

پس يادتان باشد يك نينجا مبارزه اش بر اساس غريزه است نه انديشه و اين امر چنان سرعت و قدرتي به حركات ميدهد كه براي ما قابل درك نيست.

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

نامه ی یک سامورایی به استادش

متن نامه ي ناگاوا در عنفوان جواني به استادش تاناكاديت:
?مي بايست با چشماني باز، جديتي پيگير، به صورتي خستگي ناپذير، بدون توقف و درنگ آماده براي فراگيري باشيم. مي بايست از كساني كه باعث توقف در كار مي شوند پرهيز كنيم. اجازه ندهيم در بين ما كساني باشند كه ظاهرا در حال كار باشند ولي زماني كه فرصت ِ ديدن ِ چيزي مطلوب، غذايي حاضر و يا لبخندي را بيابند دست از كار بردارند. دليلي ندارد كه سفيد پوستان در تمام موضوعات علمي دست بالا را داشته باشند و همانطور كه گفته ايد، اميدوارم كه در طي دو دهه، ده تا بيست سال، اين مردم از خود راضي را مغلوب كنيم. اميدوارم لازم نباشد تا پيروزي فرزندانمان بر اين سفيدپوستان را از تلسكوپ از قعر جهنم مشاهده كنيم. براي مغلوب كردن اين درگيري پيش نياز بزرگي لازم است و اين پيش نياز تفهيم كارهايمان به ديگران است. نمي توان با نوشتن مقالات به زبان ژاپني به غربيان فهماند كه چه مطلبي ارائه شده است. مي بايست زبان آنان را قرض گرفته و كارها را به اين زبان ارائه كرد تا مطالبمان قابل دسترس باشد. در حقيقت سفيدپوستان درباره ي هر شششموضوعي مي توانند مطلب بنويسند اما ما بعضي مواقع گرچه مطالبي براي ارائه داريم اما به علت موانع زباني نمي توانيم آنها را به جهانيان ارائه كنيم. من فكر مي كنم كه اين مطلب يك كمبود بزرگ است و لذا مي بايست در زبان اين غريبه ها مهارت كافي كسب نمائيم بطوري كه به خوبي و روشني بنويسيم و به راحتي تكلم نمائيم
+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 10  توسط محمد صفری  | 

زنگ sms نينجايي

 

سلام اميدوارم حال همه شما همرزمها خوب باشد اين دفعه ۳ تا زنگ sms نینجایی براتون گذاشتم.

برای دانلود روی لینکهای زیر کلیک کنید

نینجا 1

نینجا 2

نینجا 3

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 19  توسط محمد صفری  | 

هدف از تمرين نینجوتسو

 

هدف از تمرين نینجوتسو عبارت است از:

ü    هماهنگ كردن ذهن و بدن

ü    بدست آوردن يك روح نيرومند و شاداب، به وسيله تمرينات منظم و جدي

ü    تلاش كردن براي پيشرفت در هنر نینجا

ü    ارج نهادن به شرف و احترام انساني

ü    هميشه دنبال فرهيختگي خويش بودن

و با اين روش انسان قادر است تا:

ü    به كشور و جامعه اش عشق بورزد

ü    در رشد و پيشرفت فرهنگ كشورش تاثيرگذار باشد

ü    مروج صلح و سعادت در ميان مردم باشد

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

آرشیو فیلمهای جنگجویان سایه

 

سلام این بار  برای شما لیست فیلمهامون را گذاشتم نحوه خرید هم در داخل فایل موجود است برای خرید فیلمهای داخل لیست با شماره ۰۹۳۵۸۳۴۰۲۲۹ تماس بگیرید تا مراحل خرید را برای شما توضیح بدم ضمنا پسوند فایل Pdf مي باشد.

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

دانلود کلیپ نینجوتسو

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 18  توسط محمد صفری  | 

کلیپ برش شمشیر

کلیپ برش شمشیر

              کلیپی درباره برش شمشیر در روستای نینجا

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 12  توسط محمد صفری  | 

کلیپ پرتاب داس

کلیپ پرتاب داس

درباره روستای نینجا برایتان توضیح داده بودم می توان گفت بزرگترین و کاملترین نینجاها در این روستا می باشند تیپ واقعی یک نینجای اصیل را در آنها ببینید که همه آنها هم ژاپنی هستند.

لطفا نظر دهید تا کلیپهای بعدی را در وبلاگ قرار دهم.

یک کلیپ پرتاب گاما ( داس ) را در این کلیپ که در روستای نینجا می باشد را دانلود کنید.

دانلود کنید

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 12  توسط محمد صفری  | 

فلسفه در نینجوتسو

فلسفه در نینجوتسو

بشر در جهت دفاع يا تهاجم همواره در صدد دستيابي به سلاح هاي پر قدرت و موثر بوده است اما در بسياري از مواقع اين واقعيت فراموش شده است.

ميگويند يك سامورايي در ابتدا تلاش مي كند تا به يك كاتاناي مطمئن,مرغوب و ارزشمند دست يابد,سپس سعي در آموختن فنون شمشير زني ميكند تا جايي كه ديگر هنگام نبرد ديگر نميتوان تمايزي بين سامورايي و شمشير قائل شد,شمشير همان جنگجو و جنگجو همان شمشير است بعد از اين مرحله كه مردان كمي به آن دست يافتند,شخص به چنان دركي ميرسد كه خود به اسلحه تبديل شده و براي مبارزه ديگر نيازي به شمشير,نيزه و...ندارد.

نينجوتسو گذشته از اينكه عنواني براي هنر رزمي جنگجويان نينجاست,نوعي سلوك براي دست يافتن به توانايي هاي فراموش شده ي جسم و روح جنگجو است. هدف اصلي آموزه هاي نينجوتسو ياد آوري اين واقعيت است كه فنون مبارزه در غريزه ي هر انساني وجود دارد,اما بسياري اين واقعيت را فراموش كرده اند,اگر اين غريزه بيدار شود هر شخصي به چنان مهارتي دست مي يابد كه ديگر بود و نبود سلاح برايش اهميتي نداردانسان خود تبديل به اسلحه ميشود,اما نكته اي نيز قابل ياد آد آوري است كه اساتيد به نام اكثر هنر هاي رزمي به اين حقيقت معترفند كه بعد از رسيدن انسان به سطحي كه انسان به اسلحه تبديل مي گردد,بينشي متولد مي شود كه طي آن انسان ديگر براي كسب پيروزي حتي نيازي به مبارزه ندارد,روح چونان گسترده و بيكران ميشود كه هر نوع ستيزه جويي در آن به راحتي حل شده و از بين ميرود.

بسياري معتقدند كه نينجوتسو بر اساس بازيهاي كودكانه شكل گرفته است,اگر بازي كودكان را مدتي بررسي نماييد خواهيد ديد كه آنها ميدوند,بر روي موانع تعادل خود را حفظ ميكنند,لگد ميزنند, از درخت وديوار بالا ميروند بدون اينكه استادي اين مهارت ها رابه آنها آموخته باشد, همه اين اعمال بدون دخالت فكر وانديشه وتنها به مدد غريزه انجام ميگردد,درهر كودكي مهارت استتار و پنهان شدن وجود دارد,اين قضيه را والديني كه ساعتها به دنبال كودك خود گشته وعاقبت انها را درگوشه ي كمد يافته اند درك كرده و به آن معترفند. نينجوتسو سعي ميكند اين غريزه ي اصيل را در جنگجو بيدار كند.

پس يادتان باشد يك نينجا مبارزه اش بر اساس غريزه است نه انديشه و اين امر چنان سرعت و قدرتي به حركات ميدهد كه براي ما قابل درك نيست.

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 12  توسط محمد صفری  | 

سخنان یک نینجا


۱) قیرت نینجا مرگ است.
آن‌جا که میان مردن و زنده‌ماندن دودل باشی، بی درنگ مرگ را برگزین!

2)همت در کارهای بزرگ بگذار.
در مثل آمده است:"ماهی در آب پاک و زلال زنده نمی ماند"

3)راه کمال بی پایان است.

4)کسی که اشتباه نکند ، اعتماد را نشاید.

5)آراسته بودن نه شیوه ی زندگی نینجا است.

6) در یاران شور برانگیز!
سامورایی راستین هرگز نباید که پژمرده دل و افسرده جان بنماید.

7)"برتری‌جویي" رسم و راه نینجااست.

8)در خود بنگر.

9)در کار ، جان و دل بگذار.

10)والایی بجوی.

11)حسابگری ناجوانمردی است.

12)در هفت نفس تصمیم بگیر.

13)فروتنان محبوبند.

14)زبان را نگاه دار.

15)زیردستان را آفرین کن.

16)سخن‌پذير باش.

۱۷)سخن نخستين ، شکوفه‌ی دل نینجا است.

۱۸)مرد تک‌فن به کار نیاید.

۱۹)هميشه چون نخستين ديدار فروتن باش.

۲۰)پيش از سخن گفتن ، شنونده را بيازمای.

۲۱) از نيايش باز نمان.

۲۲)اگر هم می‌بازی ، جانانه بباز.

۲۳)هيچ کار را کوچک مگير.

۲۴)در کارهای بزرگ از چيزهای کوچک بگذر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 20  توسط محمد صفری  | 

شمشیر نینجوتسو

سلام به دوستان لازم شد سری به اینجا بزنم

دوستان توجه کنن که شمشیر سامورایی فقط یک اسم هست که در کشورهای دیگه به صورت کلی به کار میره

و معنای واقعی شمشیرهاس سامورایی به سه نوع شمشیره

1. کاتانا
2.دایشو
3. تانتو

که به ترتیب یکی از یکی کوچکتر.....


ممنون از حسن توجه شما

اگر بازم سوالی بود......در خدمتم
__________________
(بوجینکان تنها حقیقت نینجوتسو)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 20  توسط محمد صفری  | 

تانتو(سلاح مرگبار)

کووجیتسو تنکان هو تانتو (فلسفه تانتو) : باید بگم که تانتو فقط برای مقابله با دشمن نبوده بلکه کاربرد دیگری هم داشته از جمله استفاده از آن به عنوان میسووبوشی یا وسیله ای برای پرت کردن حواس دشمن .دوستان میسووبوشی رو با میتسوبیشی اشتباه نگیرن که هر دو دو چیز متفاوت است.در مورد شوریکن هم صدق میکند

در اینجا مواردی که در پرتاب نا درست تانتو انجام میشود نام میبرم:

۱.به کار بردن قدرت بیش از حد در پرتاب

۲.شکستن مچ  (خم کردن مچ) هنگام پرتاب

۳.استقرار نا صحیح آرنج

۴.موازی نبودن خط چشم با هدف و نوک تاتنو  (که روی شکل توضیح میدهم)

 دو روش پرتاب

دو روش پرتاب : الف)پرتاب به دور   ب)پرتاب نزدیک

در شکل اول این نحوه گرفتن تانتو برای فاصله نزدیک به کار میرود.   قلق تکنیک= ببینید انگشت اشاره کمی به لبه تانتو در تماس میباشد.

 

در شکل دوم این نحوه گرفتن تانتو برای فاصله دور به کار میرود. قلق.....

 

در اینجا شکلی است که مورد  ۴ را در توضیحات بالا مشخص می کند: 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 18  توسط محمد صفری  |